برگردان به زبان ساده
چو سیتا بر هلاک خود برآشفت
تسلّی را به گوشش ترجتا گفت
هوش مصنوعی: وقتی سیتا از سرنوشت و هلاکش ناراحت و خشمگین شد، تسلّی به آرامی در گوشش صحبت کرد.
همانا اندرجت گرفیل زور است
چو در خورشید حیران موش کور است
هوش مصنوعی: در حقیقت، در دل تو نیرویی نهفته است که مانند موش کوری است که در روشنایی خورشید گم شده است.
بر آن کس ذره خود کی دست یابد
که دستش پنجۀ خورشید تابد
هوش مصنوعی: کسی که در خود ذرهای از ارزش و قابلیت دارد، چگونه میتواند به کسی که دستش درخشش و قدرت خورشید را دارد، دسترسی پیدا کند؟
مخور غم ز آنچه دیدی و شنیدی
طلسمی بود جادویی که دیدی
هوش مصنوعی: نگران نباش از آنچه که دیدهای و شنیدهای، زیرا همه اینها تنها یک جادو و افسون بودند.
وگرنه رام و لچمن را به میدان
کم از زالی بود صد پور دستان
هوش مصنوعی: اگرچه در میدان، مردان توانایی چون رام و لچمن وجود دارند، اما در این میان، قدرت و شجاعت زالی به اندازه صد پسر دستان میباشد.
شود رام از هزاران بند آزاد
به صد افسون نماند در قفس باد
هوش مصنوعی: از هزاران محدودیت رهایی مییابد و با جادوی خاصی دیگر در قفس هوا گرفتار نخواهد شد.
اگر چه مار جادو بی شمار است
عصای موس وی سر کوب مار است
هوش مصنوعی: هرچند که جادو و فریب بسیاری وجود دارد، اما قدرت و هدایت از طریق ایمان و اراده قوی، میتواند بر تمامی چالشها و موانع غلبه کند.
نیابد عنکبوت از ما قدم رام
به نازش پای پیلان کی شود رام ؟
هوش مصنوعی: عنکبوت نمیتواند از ما به راحتی عبور کند، زیرا پاهای فیلها به قدری بزرگ و محکم هستند که به سادگی به این موجود کوچک اجازه عبور نمیدهند.
اگر صرصر بر اندازد جهان را
نیارد کشت شمع آسمان را
هوش مصنوعی: اگر طوفان و باد شدید دنیا را به هم بزند، نمیتواند نور امید و روشنایی را از بین ببرد.
نباشد رام را از دشمنان باک
شود خود کشته زهر از بوی تریاک
هوش مصنوعی: رام نیازی به ترس از دشمنان ندارد، زیرا او خود به سبب بوی تریاک، مانند کشتهای از زهر میماند.
تو ای نامهربان بر خود مشو زار
مکش خود را پی ناکشته دلدار
هوش مصنوعی: ای بیرحم، خودت را گریان نکن و به خودت زخم نزن، زیرا دل شکستهات را از عشق و محبت نجات بده.
پری زان دیو زن گردید ممنون
که بر افعی گزیده خواند افسون
هوش مصنوعی: دختر زیبا به خاطر اینکه از دیو نجات یافته از افعی که او را گزیده بود، شکرگزار و خوشحال شد.
کزین مژده دهانت پر شکر باد
به مرگم زندگانی می دهی یاد
هوش مصنوعی: از آن دهان شیرینت مژدهای میرسد که به مرگ من، یاد زندگی را در قلبم زنده میکنی.
تو ای عیسی نفس دادی مرا جان
هزاران جان شیرین بر تو قربان
هوش مصنوعی: ای عیسی، تو به من زندگی بخشیدی و جانهای بسیاری را فدای تو میکنم.
دلش گفتا که دلبر ناقتیل است
حیات تو حیاتش را دلیل است
هوش مصنوعی: دل به دوستش میگوید که زندگی تو در حقیقت به زندگی او وابسته است و وجود او دلیل زنده بودن توست.
ترا از زندگانی هست مایه
بدین بی جان زید بی شخص سایه
هوش مصنوعی: تو از زندگی چیزی نداری که ارزش داشته باشد؛ همچون سایهای بیجان و بیهویت.
وگر روحش تویی، او هست قالب
بحمدالله کشد روز تو هم شب
هوش مصنوعی: اگر روح او تو هستی، او تنها یک فرم و بستر است که به لطف خدا، روز و شب تو را تحمل میکند.
چنین بهر نجات از غرق هر بار
زدی دست سبب در هر خس و خار
هوش مصنوعی: برای نجات از غرق شدن، هر بار با دستان خود به وسایل و ترفندهای مختلفی چنگ زدهای، حتی اگر این وسایل خس و خار باشند.
ز عشق آمد ندا کین رمز دریاب
نمیرد عاشق از کشتن چو سیماب
هوش مصنوعی: ندای عشق میگوید که این راز را دریاب. عاشق هرگز از کشتن نمیمیرد، مانند سیمابی که نمیتواند بایستد.
شنید از هاتف عشق این بشارت
به آب دیده نو کرده طهارت
هوش مصنوعی: عشق پیامی را به او رساند که باید با اشکهایش پاکی و طهارت پیدا کند.
همه تن شد جبین سجده شکر
ارم کرده زمین سجده شکر
هوش مصنوعی: تمام وجودم به سجده شکر افتاده و زمین نیز به نشانه شکرگزاری، در حالت سجده قرار گرفته است.