برگردان به زبان ساده
سحرگاهی خلاف عادت آن ماه
پسر را نیز با خود برد همراه
هوش مصنوعی: در صبحگاهان، به طور غیرمعمول، آن ماه زیبا نیز پسر را با خود برد.
نگشت آگه ز بردن مرد ساده
نظر بر حفظ گهواره نهاده
هوش مصنوعی: مرد سادهدل متوجه نشد که برای حفاظت از گهواره، چقدر باید مراقب باشد و غافل از اتفاقاتی که ممکن است بیفتد، بیاحتیاطی کرد.
ز کودک یافته گهواره خالی
گریبان کرد زاهد پاره حالی
هوش مصنوعی: زاهد متوجه شد که دنیا از کودکی به انسان پیوسته و در نهایت، همه چیز به خالی بودن گهواره برمیگردد. او به یادآوری حالاتی میپردازد که نشاندهنده بیارزشی مادیات و زندگی دنیاست و در حقیقت، گاه انسان در این دنیا به جستجوی معانی عمیقتر میپردازد.
ز آزار دل فرزند خوانده
به حیرت غرق بر جا خشک مانده
هوش مصنوعی: از درد و رنج فرزند خوانده، در حیرت و شگفتی فرو رفته و همچنان در جا ایستادهام.
ز تیر آه آن بیدل بترسید
چو بید از بند مرگ او بلرزید
هوش مصنوعی: از تیر درد و غم آن دلشکسته بترس، مانند بیدی که از بند مرگ میلرزد.
گزید انگشت حی رانی به دندان
اثر دارد فغان دردمندان
هوش مصنوعی: در اینجا منظور از گزیدن انگشت حی رانی، به نوعی کنایه از فشاری است که بر درد و رنج دیگران ایجاد میشود و نشاندهنده این است که این فشار میتواند عواقب و اثرات عمیقی بر دردمندان داشته باشد. به عبارتی، دردی که بر سر دیگران میآید، نه تنها شخص را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه آثاری نیز در جهان اطراف او دارد و فریاد دردمندان را بلندتر میکند.
به جای کودک اندر گاهواره
فراهم بست یکجا کاه پاره
هوش مصنوعی: در جایگاه نوزاد، به جای او، تکهای از کاه جمع کردهاند.
به سجده سود گریان جبهه بر خاک
نیایش کرد پیش ا یزد پاک
هوش مصنوعی: سرت را به زمین گذاشت و با اشک به درگاه خداوند پاک دعا و نیایش کرد.
که جان بخشا کریما کردگارا
به قدرت آدمی ساز این گیا را
هوش مصنوعی: ای خداوند مهربان، لطف و کرم تو باعث شده است که با قدرت انسان، این گیاهان و موجودات را به وجود بیاوری و روح و حیات را به آنها ببخشی.
ز سوز دل دعایش را اثر شد
خسِ چون مرغ عیسی جانور شد
هوش مصنوعی: از شدت سوز و آتش دلش، دعایش تاثیر گذاشت و گیاهی مانند خس (گیاهان ریز و نرم) به وجود آمد که مانند مرغ عیسی، جان و حیات پیدا کرد.
قبول افتاد عجز پیر جانکاه
که طفل نازنین شد پاره کاه
هوش مصنوعی: ناتوانی و ضعف پیرمرد به راحتی پذیرفته شد، مانند اینکه کودک معصومی به تکهای کاه تبدیل شده است.
چو دیده چشم زاهد روی مقصود
به شکر حق جبین بر خاک ره سود
هوش مصنوعی: وقتی که چشم زاهد، صورت واقعی هدف را میبیند، به خاطر شکرگزاری از حق، پیشانیاش را بر خاک میساید.
ز بعد غسل چون سیتای بیدل
خود و فرزند باز آمد به منزل
هوش مصنوعی: بعد از غسل، همچون ستارهای درخشان، بیدرد و بینگرانی به خانه باز میگردم.
به خانه جانب گهواره بشتافت
دران گهواره فرزند دگر یافت
هوش مصنوعی: به طرف گهواره رفت و در آنجا فرزند دیگری را پیدا کرد.
از آن حیرت به خود گفت آن دل افروز
که چشمم گشت گویی حول امروز
هوش مصنوعی: از سر شگفتی، دلافروز به خود گفت که گویی امروز چشمانم به دوری و نزدیکی مینگرند.
به چشم آشفت کین جرم آمد از تو
که یک فرزند را بنماییم دو
هوش مصنوعی: به خاطر این که تو یک فرزند را به ما نشان دادی، به چشم آشفتهای دچار شدیم.
صنم حیران ز قدرتهای یزدان
به زاهد باز گفت آن راز پنهان
هوش مصنوعی: محبوب، شگفتزده از قدرتهای خداوند، به زاهد گفت که آن راز نهفته را بگوید.
جوابش داد پیر راست گفتار
که بر قادر نباشد هیچ دشوار
هوش مصنوعی: پیر راستگو به او گفت که هیچ چیزی نمیتواند بر توانایان دشوار باشد.
که از کاه آفریدست آدمی زاد
به عبرت بین یکی این سرو آزاد
هوش مصنوعی: انسانی که از چیزهای کوچک و ناچیز آفریده شده، میتواند به تجربیات بزرگ و عبرتآموزی برسد، مانند سروی که به طور مستقل و آزاد رشد کرده است.
مر این را نیز تو فرزند برخوان
از آن شفقت برین می کن دو چندان
هوش مصنوعی: ای فرزند، تو نیز این را بخوان و از روی محبت و رحمت، نسبت به این موضوع دو برابر تلاش کن.
شگفتی ماند زان خاطر صنم را
به سجده رفت شکرانه کرم را
هوش مصنوعی: عجیب است که به خاطر زیبایی مظهر عشق، شکرگزاری به انجام آمد، گویی انسان به سجده رفته است.
نهاده نام آن لو، نام این کُش
صنم را خاطر دیدارشان خوش
هوش مصنوعی: نام آن معشوق را روی دل نهاده و نام این کشتگان عشق را به یاد دیدارشان، دل شاد میکند.
به چهره آن دو طفل برگزیده
شبیه یکدکر همچون دو دیده
هوش مصنوعی: چهره آن دو کودک ویژه به همدیگر خیلی شبیه است، مانند دو چشم که همیشه در کنار هم قرار دارند.
به چشم زاهد آن طفلان دلبند
عزیز جان چو فرزندان فرزند
هوش مصنوعی: در نظر زاهد، آن کودکان معصوم و عزیز مثل فرزندان او هستند.
به پیش زاهد آن طفلان جوان شد
به گرد قطب رمز فرقدان شد
هوش مصنوعی: در مقابل زاهد، آن کودکان جوان رشد کردند و به دور ستاره قطبی، رمز و رازی پیدا کردند.
به شفقت پروریدی آن یگانه
که خوش می آمد از طفلان ترانه
هوش مصنوعی: تو با مهربانی و محبت، آن موجود بینظیر را پرورش دادی که آوازهای شیرین و دلنشین کودکان را به خوبی میفهمید.
دو تا طوب ی نهال راحت انگیز
به آب زندگانی گشته نوخیز
هوش مصنوعی: دو نهال زیبا و سرحال در آب زندگی جوانه زدهاند و به رشد ادامه میدهند.
دو نورس شاخسار ارجمندی
به بخت آموختند از قد بلندی
هوش مصنوعی: دو جوان با قامت زیبا و با استعداد درختی استوار و ارزشمند را به شکوفایی و موفقیت رساندند.
چو گشت از آب چشم سیرشان سیر
شدند از شیر شیرین نوجوان شیر
هوش مصنوعی: به محض اینکه چشمشان از اشک پر شد، از شیر شیرین جوان نیز سیر شدند.
پی اوج آن دو ماه انجم افروز
ره یکساله طی کردند یک روز
هوش مصنوعی: آن دو ماه، برای رسیدن به اوج خود، مسیری یک ساله را در یک روز پیمودند.
به مهد اندر خطاب شان علف شد
خلف بد قطره زان در صدف شد
هوش مصنوعی: در گهواره، به آنها گفته شد که مانند علف هستند و نسل بعدیشان به زیبایی به مانند مروارید در صدف شکل میگیرد.
به کسب رشد می کردند بازی
به شاگردی همت سرفرازی
هوش مصنوعی: آنها با تلاش و کوشش، به پیشرفت و موفقیت دست مییافتند و در یادگیری و آموزش، به شاگردی پرداخته و سرفرازی و سربلندی را کسب میکردند.
ز طفلی قد برنایی کشیدند
به سرحد جوانی در رسیدند
هوش مصنوعی: در دوران کودکی، کمکم قد کشیدند و به مرحله جوانی رسیدند.
به زاهد هر دو بگرفتند الفت
که بردی از دل شان رنج و کلفت
هوش مصنوعی: زاهدان هم به همدیگر نزدیک شدند و دوستی پیدا کردند، زیرا از دلهایشان رنج و سختی را دور کردند.
پدر خواندندی ش هر دو برادر
چو طفلان دایه را دانند مادر
هوش مصنوعی: پدر هر دو برادر را مانند کودکانی میبیند که دایهشان را مادر میدانند.
درایشان صحبت زاهد اثر کرد
به طاعت میل خاطر بیشتر کرد
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که صحبتهای زاهد تأثیر زیادی بر روی شخص داشت و او را به سوی عبادت و طاعت بیشتر کشاند. این به معنای آن است که کلمات زاهد باعث شده که شخص تمایل بیشتری به انجام اعمال نیکو و عبادی پیدا کند.
دل هر یک بجز طاعت نمی خواست
شکی نبودکه صحبت را اثرهاست
هوش مصنوعی: دل هر شخصی تنها در خدمت بندگی و اطاعت خوشحال بود، بدون شک تاثیر صحبت و گفتگوها بر روی احساسات و حال انسانها وجود دارد.