با آن گل خودرو که عیانش نتوان یافت
داریم بهاری که خزانش نتوان یافت
فریاد که افتاده سر و کار دلم را
با عربدهجویی که زبانش نتوان یافت
آن گنج که پیدا و نهان در طلب اوست
پیداست که پیدا و نهانش نتوان یافت
خضر از ره دوری طلب چشمه جان کرد
پنداشت که در گنج دهانش نتوان یافت
ما نام و نشان را نشناسیم که مجذوب
بد نام کسی شد که نشانش نتوان یافت
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: امیر لطف زمان
تعداد ابیات: 5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.