شمارهٔ ۸۴
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۸۴
در پیش اختیار تو ما را چه اختیار
در ملک پادشاه گدا را چه اختیار
جایی که گشت واله و سرگشته آفتاب
این ذرههای بیسر و پا را چه اختیار
تدبیر دست و پا زدن عقل مضطر است
در بحر بیکرانه شنا را چه اختیار
با مهر و ماه حوصله آن جمال نیست
با نور آفتاب سها را چه اختیار
غماز راز حسن گل و صوت بلبل است
دیگر در آن میانه صبا را چه اختیار
چون دوست دوست داشت پریشان خویش را
در پیچ و تاب زلف دوتا را چه اختیار
چون ترک غمزه دست به یغما درآورد
جلادی نگاه بلا را چه اختیار
خواهی به لطف باش به ما و خواه ناز کن
ما را در اختیار تو یارا را چه اختیار
جایی که زیردست کند باده عقل را
دیوانههای بیسر و پا را چه اختیار
بیمار عشق عیب مسیحا چرا کند
چون درد بیدواست دوا را چه اختیار
جایی که پادشاه گدای شما بود
مجذوب بینوای شما را چه اختیار
شمارهٔ ۸۳: ساقیا آن آب گلناری بیار
شمارهٔ ۸۵: شبی به دیر مغانم فتاد راه نظر
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
11
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.