شمارهٔ ۸۱
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۸۱
حسن تا دارد از حیا تعویذ
عشق را هم بود وفا تعویذ
آفت حسن و عشق چون موسیست
هر دو را باید از حیا تعویذ
دم عیسی به ما نمود مگر
زلفت آموخت بر صبا تعویذ
خاکساری پناه ما شده است
داده عشقت به یاد ما تعویذ
بهر دل به ز داغ حرزی نیست
مکن از جان خود جدا تعویذ
خیرخواهی فسون مار بلاست
این بود زهر این بلا تعویذ
تا توانی دعای یاران کن
که مرا گشته این دعا تعویذ
با دعا یار کن تصدق را
تا شود چهره با قضا تعویذ
بهتر از راستی پناهی نیست
این بود در ره خدا تعویذ
من و میخانهای که مستانش
همه دارند از بلا تعویذ
همه را لازم است چون مجذوب
از حیا حرز و از وفا تعویذ
شمارهٔ ۸۰: هیچ دل معشوق ما را رام نتوانست کرد
شمارهٔ ۸۲: عمری اگر چه از من بیدل رمید یار
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
11
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.