شمارهٔ ۴
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۴
عاشقی را بنا نباید کرد
یا حذر از بلا نباید کرد
مدعای تو گر فراغت توست
ادعای وفا نباید کرد
شکَّر شُکر را نکرده نهار
خون دل ناشتا نباید کرد
آن که پا بر سر طمع زده است
سر ز پایش جدا نباید کرد
آزمایش نکرده مردم را
آشنایی بنا نباید کرد
با گروهی که آشنا گیرند
خویش را آشنا نباید کرد
نیک را نیک دان و بد را بد
تا بگویم چهها نباید کرد
با نکوکار دم نباید زد
شرم از بیحیا نباید کرد
یکزبان و دودل نباید بود
شکوهها از دعا نباید کرد
آه دلخستگان بلای خداست
این بلا را رجا نباید کرد
دیدن روی خوب عیش دل است
عیش خود را قضا نباید کرد
دوست را تا ز خود برنجانی
غیر را آشنا نباید کرد
شکوه از ما تو میکنی مجذوب
سر این حرف وا نباید کرد
شمارهٔ ۳: بیشوق تو کی واقف اسرار توان بود
شمارهٔ ۵: ماهی که لب نوشش خاصیت جان دارد
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
13
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.