شمارهٔ ۲۴۴
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۴۴
لَئِن جَلَّت ذَنوبی فی مَقامی
فَعَطفَ العَطف کافٍ لاعتصامی
بیاور ساقی آن آب خردسوز
کز او ملک جنون دارد نظامی
من و میخانهای کآنجا نیرزد
دو صد خم عقل افلاطون به جامی
بیا واعظ که مستان نیزهدارند
عجب هنگامهای و طرفهدامی
سراپا سوختی در آتش جهل
هنوز ای عقل خاماندیشه خامی
ز جهل خود گر آگاهی حکیمی
به نقص خود چو پی بردی تمامی
شود ذکر ملائک نام نیکت
به نیکی گر بماند از تو نامی
نکویی کن که خصم کینهجو را
توانی دوست کردن با سلامی
به روز غم به آن امید خوش باش
که صبحی هست ور دنبال شامی
مکن از مهوشان دوری چو مجذوب
اگر خواهی رسد کامت به کامی
شمارهٔ ۲۴۳: خرم دلی که در همه حالش نظر کنی
شمارهٔ ۲۴۵: ای شوخ اضطراب برای چه میکنی
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.