شمارهٔ ۲۳
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۳
مهوشان دیوانهام با جام بیغش کردهاند
یا به جای باده در پیمانه آتش کردهاند
دل به استقبال جان تازه راهی کردهایم
هر کجا خوبان خدنگ غمزه پرکش کردهاند
سینه و دل چیده مستان چون سپر بر روی هم
خوبرویان تا نگاهی سوی ترکش کردهاند
در سراغ او نشان از آتش دلها بگیر
تا به منزل هر قدم صد خرمن آتش کردهاند
در بیابان بس که نقش سجده در هم ریخته
تا حرم چون کهکشان ره را منقش کردهاند
سّر این سودا از آن دل جو که عمری مهوشان
با پریشان طرهاش خاطر مشوش کردهاند
ساغری بیخون دل مستان که مستان جنون
سینه را با این شراب از کینه بیغش کردهاند
گرد دل میگردم و بر خویش میپیچم چو سیم
تا گرفتارم به دست شوخ زرکش کردهاند
در دل یاقوترنگم جز وفا و مهر نیست
امتحانش سالها خوبان به آتش کردهاند
تا نگیرد نعمت الوان شاهان را به هیچ
خون دل را قسمت رند بلاکش کردهاند
سوز دل مجذوب آخر ساز عشرت میشود
پیشبینان چاره آتش به آتش کردهاند
شمارهٔ ۲۲: دولت آن است که یارم ز در لطف در آید
شمارهٔ ۲۴: با تبسم تا لبش تمهید احسان میکند
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
11
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.