شمارهٔ ۲۲۹
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۲۹
سلامی چون نسیم صبحگاهی
به آن رونقفزای بزم شاهی
انیس الدوله خاقان اعظم
رواجآموز لطف پادشاهی
چمنپیرای سروستان اقبال
چراغ افروز بزم خیرخواهی
نبودم هیچ وقتی بیدعایت
ز من اظهار و از دلها گواهی
بود تا خیرخواهت نیّت خیر
مهیا باشدت هر آنچه خواهی
دل درویش از همدوشی شاه
نگرداند عنان از پادشاهی
اگر صد سال باشد همدم لعل
نگردد کهربا از رنگ کاهی
بیا ساقی که آن خصم اجل نام
نه بیم از شاه دارد نه سپاهی
نشاید شد حریف بازی چرخ
که آخر میبرد خواهی نخواهی
نفس را دوستی میدان زیانکار
که شد هم زندگی هم عمر گاهی
به نحوی صرف کن عمر نفس را
که دارد زندهات چندان که خواهی
اگر درویش اگر شاه است مجذوب
بود راه نجاتش خیرخواهی
شمارهٔ ۲۲۸: ای از ورق حسن تو هر حرف کتابی
شمارهٔ ۲۳۰: ای پادشاه خوبان سوی گدا نگاهی
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
12
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.