شمارهٔ ۲۰۵
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۰۵
سرمکش از سرای درویشان
رخ متاب از دعای درویشان
به امید دعای خیر شدند
همه شاهان گدای درویشان
باج بر مسند شهان ندهد
گوشه دلگشای درویشان
سلطنت فقر و فقر سلطنت است
با عطای خدای درویشان
کرم دوست میکند شب و روز
عاشقی با لقای درویشان
تا توانی نواگدایی کن
از دل بینوای درویشان
دست پرزر اگر چه پرزور است
چه کند با غنای درویشان
به خدا شاه را میسر نیست
عیش بیانتهای درویشان
خلق حور و بهشت چون نکند
اجر دارد جفای درویشان
رو طلب کن نشان شاهنشین
از دل با صفای درویشان
تا دعا خیرخواه سلطنت است
باد یا رب بقای درویشان
کیست گفتی در این میان مجذوب
ذره خاک پای درویشان
شمارهٔ ۲۰۴: خوشا در جستوجویت از پی رنگ قبا گشتن
شمارهٔ ۲۰۶: باده ناب را تماشا کن
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
12
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.