شمارهٔ ۲
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲
دیده پر خون شد به دل دیگر نمیدانم چه شد
آب این سرچشمه را از سر نمیدانم چه شد
گردش چشمی به یک پیمانه هوشم برد و رفت
تا به دور افتاد آن ساغر نمیدانم چه شد
گفتمش تا دیدمت عقل و دل و دین باختم
گفت دیگر گفتمش دیگر نمیدانم چه شد
در محبت محضر عاشق دل پرداغ اوست
من از آن داغم که آن محضر نمیدانم چه شد
اضطراب روز محشر را شبی دیدم به خواب
چون که با درد غمت محشر نمیدانم چه شد
تیغ اسکندر سراسر ملک دنیا را گرفت
ملک آن ملک است اسکندر نمیدانم چه شد
خیمه درویش را در سایه طوبی زدند
چتر شاهنشاهی سنجر نمیدانم چه شد
دین پاکان تا قیامت مستقیم و روشن است
منکر اعجاز پیغمبر نمیدانم چه شد
پیش از این مجذوب آهت داشت تاثیر دگر
تیغ آن تیغ است آن جوهر نمیدانم چه شد
شمارهٔ ۱ - (ناکامل): .............
شمارهٔ ۳: بیشوق تو کی واقف اسرار توان بود
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.