شمارهٔ ۱۸۳
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۸۳
به خون دیده مکتوبی نگارم
یکایک عرضه دارم آن چه دارم
هو المطلوب در عنوان کنم نقش
به این عنوان ز عاشق یادش آرم
حکایتهای ایام جفا را
به تقریب وفا یک یک شمارم
کشم طغرا به مضمونهای دلسوز
کنم ختمش به امیدی که دارم
به هم پیچیده چون طومار آهش
به بال طایر قدسی سپارم
به یمن آن همایونفال شاید
به فارغبالی از غم سر برآرم
الهی مهربان گردان دلش را
ز لطفت مهربانتر کس ندارم
به زودی بازگردان آن هما را
که دیگر نیست تاب انتظارم
بده ساقی شراب ارغوانرنگ
به آن نیت که بینم روی یارم
به امید وفا دل برد دلدار
که دست از دامن او برندارم
اگر عشقم نبخشد عمر جاوید
چه حاصل از حیات مستعارم
الهی عمر جاویدم کن احسان
که احسان تو را یک یک شمارم
تعجب نیست از اقبال مجذوب
که همت بسته یارش را بیارم
شمارهٔ ۱۸۲: هر کجا مستان به آن سرو روان برخوردهایم
شمارهٔ ۱۸۴: کو همت مردانهای تا از تمنا رم کنم
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
13
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.