شمارهٔ ۱۷۲
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۷۲
از دامن خود دست کشیدیم و گذشتیم
از غیر تو مردانه بریدیم و گذشتیم
دیدیم گرانی همه از خاک پرستیست
چون شعله سر از خاک کشیدیم و گذشتیم
راهی که در او ریگ روان شیشه دلهاست
هر گام به صد کعبه رسیدیم و گذشتیم
از باغ تمنا که دو رنگی ثمر اوست
چوی بوی گل آهسته پریدیم و گذشتیم
هر بوالهوسی دامنی از غنچه و گل چید
ما دامن از این طایفه چیدیم و گذشتیم
با دامن هر غنچه درآویخته صد خار
بر طبع هزاران نخلیدیم و گذشتیم
در پرده آن نور که پیدا و نهان است
پیدا و نهان را همه دیدیم و گذشتیم
در باغ هوس میوه صفراشکن است
از شاخ طمع دست کشیدیم و گذشتیم
در بادیه گاهی که رسیدیم به مجذوب
هویی بهم از دور کشیدیم و گذشتیم
شمارهٔ ۱۷۱: تا پای همت میرود از آرزو رم میکنم
شمارهٔ ۱۷۳: من از آن کلاه همت که طرف بر شکستم
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.