شمارهٔ ۱۶۶
مجذوب تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۶۶
ما به این در ز پی برگ و نوا آمدهایم
دردمندیم و به امید دوا آمدهایم
چون توان آمدن از عهده این شکر برون
که به امید به درگاه شما آمدهایم
با وفا مهر تو از روز ازل پیمان بست
بر وعده آن مهر و وفا آمدهایم
به هوای سر کوی تو ز گلزار بهشت
همره قافله باد صبا آمدهایم
از سر شام عدم تا به سحرگاه وجود
به هواداری آن زلف دو تا آمدهایم
طاق ابروی کجت در ره دل قبلهنماست
ما به این دیر پی قبلهنما آمدهایم
یک جهان آتش دل شعلهور از کوی تو شد
از پی آتش این طور لقا آمدهایم
خاک میخانه شود جام جهانبین به کف آر
تا بدانی ز کجا تا به کجا آمدهایم
دو جهان را به سر خوان کرم خواند کریم
از عدم جمله به آواز صلا آمدهایم
از بیابان حرم تا به در دیر مغان
همه جا بر اثر راهنما آمدهایم
خاطرم جمع و دلم شاد و لبم خندان است
به امیدی به در لطف خدا آمدهایم
به هوای من و مجذوب ز گلزار بهشت
بهر تسلیم به درگاه رضا آمدهایم
شمارهٔ ۱۶۵: ای سراپا ناز قربانت شوم
شمارهٔ ۱۶۷: دارد به سر هوای رخت آفتاب هم
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
12
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.