برگردان به زبان ساده
منم ز یار نگارین خود جدا مانده
به دست هجر گرفتار و بینوا مانده
هوش مصنوعی: من از محبوب زیبای خود جدا شدهام و در میان غم دوری او گرفتار و بیصدا ماندهام.
نخست گوهر با قیمت و بها بودی
به خاک تیره فرو رفته بیبها مانده
هوش مصنوعی: در ابتدا، آن گوهر با ارزش و قیمت بالایی بود، اما اکنون در خاک تیره افتاده و بیارزش به نظر میرسد.
فتاده دور ز خاصان بارگاه ازل
اسیر خاک ابد گشته در بلا مانده
هوش مصنوعی: از دایرهی خاصان و نزدیکان پروردگار دور افتادهام و در این دنیای مادی گرفتار شدهام و در سختی و مشکلات زندگی ماندهام.
مقرب در درگاه کبریا بوده
به دست کبر گرفتار و در ریا مانده
هوش مصنوعی: فردی که در نزد خداوند مقام و منزلتی دارد، به خاطر خودبزرگبینی و فخر فروشی به دام افتاده و در ظاهر خود را به نمایش گذاشته است، اما در باطن خالی از حقیقت مانده است.
به چار میخ طبیعت بدوخته محکم
به حبس شش جهت کون مبتلا مانده
هوش مصنوعی: وجود انسان به گونهای با سرنوشت و طبیعت گره خورده است که به شدت تحت تأثیر محدودیتهای مختلفی قرار دارد. او در میان شش جهت دنیا گرفتار شده و آزادی چندانی ندارد.
هرآنکه دید مرا گفت در چنین حالت:
ببین ببین ز کجا آمده کجا مانده !
هوش مصنوعی: هر کسی که من را در این وضعیت مشاهده کرد، گفت: ببین ببین که من از کجا آمدهام و حالا در کجا قرار دارم!
شب است و راه بیابان و من ز قافله دور
غریب و عاشق و مسکین ضعیف و وامانده
هوش مصنوعی: شب فرا رسیده و در بیابان هستم، دور از قافله باقی ماندهام. احساس غریبگی و تنهایی میکنم، عاشق و مسکین و ضعیف و سرگردانم.
کجاست پرتو حسنت که رهنما گردد
که هست جان من از راه و رهنما مانده
هوش مصنوعی: از کجاست نوری که مرا به مسیر درست هدایت کند؟ زیرا جان من در این راه سرگردان و بیراهنما مانده است.
شده ز دوری خورشید، مغربی حقیر
به سان ذرهیسرگشته در هوا مانده
هوش مصنوعی: به دلیل دوری از خورشید، موجودی کوچک و ناچیز مانند غباری سرگردان در فضا مانده است.