برگردان به زبان ساده
ای صفات بیکران تو طلسم گنج ذات
گنج ذات تو گشته مخفی ز طلسمات صفات
هوش مصنوعی: ویژگیهای بینظیر تو مانند طلسمی است که گنج وجود تو را پنهان کرده و این گنج به خاطر آن ویژگیها در خفا مانده است.
هست عالم سربسر نقش طلسم گنج تو
از طلسم و نقش هرگز حل نگردو مشکلات
هوش مصنوعی: جهان بهطور کامل نمایی از جادوی گنجینه توست و تا زمانی که این جادو و نشانهها وجود دارند، مشکلات هرگز حل نخواهند شد.
ای صفاتت نقشبند کارگاه هردو کَون
سایه نور صفات توست نقش کاینات
هوش مصنوعی: ای ویژگیهای تو، هنرمندی را در کارگاه هستی به تصویر کشیدهای و هر دو عالم، سایهای از نور صفات تو هستند که جاى نقشآفرینی کائنات است.
ظل نقش کاینات از نور تو دارد ظهور
زانکه باشد انبساطش بر جمیع ممکنات
هوش مصنوعی: نور تو باعث پیدایش و ظهور تمامی موجودات دنیایی است، زیرا این نور به همه چیز گسترش پیدا میکند و بر روی همه ممکنات تأثیر میگذارد.
پرتو نور است سایه خود ندارد اختیار
زان سبب هرگز نباشد یکزمان او را ثبات
هوش مصنوعی: نور به خودی خود سایهای ندارد و به همین دلیل نمیتواند در یک زمان ثابت بماند.
سایه ناچیز گوید هر زمانی نور را
ای بتو ظاهر شده ماهمچو تو ظاهر بذات
هوش مصنوعی: سایهای ناچیز در هر زمانی به نور میگوید که تو چقدر آشکار و نمایان هستی، مانند ماه که به زیبایی و روشنی خود به وجود تو نمایان میشود.
سایه هستی مینماید لیکن او را اصل نیست
نیست را از هست اگر بشناختی یابی نجات
هوش مصنوعی: زندگی و وجود ما نمایان است، اما در واقعیت، او اصلی ندارد. اگر بتوانی تفاوت بین هستی و نیستی را درک کنی، به نجات و رهایی میرسی.
کی خورد خضر حیات از آب حیوان شربتی
تا تو ظلمت را تصور کرده آب حیات
هوش مصنوعی: کی خضر، آن پیامبر بزرگ که نوشیدنی خاصی به نام آب حیات را از آب حیوان دریافت کرد؟ تا زمانی که تو در تاریکی و جهالت به فکر نوشیدن آب حیات هستی.
ایدل سرگشته حیران بساط مغربی
بیجهت را گر همی جویی گذر کن از جهات
هوش مصنوعی: ای دل، اگر در جستجوی دلیلی برای سرگردانیات هستی، از جهات و سویی که دلبستهاش هستی عبور کن.