برگردان به زبان ساده
دلبری دارم که در فرمان او باشد دلم
همچو گوئی در خم چوگان او باشد دلم
هوش مصنوعی: عشق و محبوبی دارم که دل من در دست اوست، گویی که دل من در چنبره و تسلط او قرار دارد.
هر زمان هر جا که می خواهد دلم را میبرد
زان سبب پیوسته سرگردان او باشد دلم
هوش مصنوعی: هر لحظه و هر مکانی که دل من بخواهد، به سمت آن میرود و به همین دلیل همیشه دل من در جستجوی اوست و سرگردان است.
هیچ با خود مینیاید تا بکی گوئی چنین
واله و آشفته و حیران او باشد دلم
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که با خود بیاورد تا بگوید چرا دل من اینقدر آشفته و نگران است.
عرضه عالم چو نیک آید که چوگان او
لاجرم میدان که جولان او باشد دلم
هوش مصنوعی: وقتی بهشت دنیا زیبا و دلربا باشد، دل من نیز در آنجا به شوق و نشاط خواهد آمد و در این میدان زندگی آزادانه حرکت خواهد کرد.
دل بهر نقشی که او خواهد برآید هر زمان
کان در او گوهر ز بحر و کان او باشد دلم
هوش مصنوعی: دل هر لحظه به خاطر زیباییهایی که او میخواهد، آماده میشود. این دل همچون گوهری از دریا است و همه چیزش به او وابسته است.
بهر مهمانی دل خوان تجلی میدنهد
هر زمان از بهر آن مهمان او باشد دلم
هوش مصنوعی: به خاطر مهمانی دل، هر بار تجلی زیبایی به من میرسد، زیرا دل من همیشه به خاطر آن مهمان همیشگیاش، پر از شادی است.
چونکه گردد موج زن دریای بی پایان او
ساحل دریای بی پایان او باشد دلم
هوش مصنوعی: زمانی که موجهای دریای بیانتها او به حرکت درآید، ساحل این دریا در دل من قرار میگیرد.
لولو و مرجان او خواهی ز بحز دل طلب
زانکه بحر لولو و مرجان او باشد دلم
هوش مصنوعی: اگر به دنبال لؤلؤ و مرجان هستی، باید از دل خود طلب کنی، زیرا تمام راز و زیباییهای لؤلؤ و مرجان در درون دلم نهفته است.
مغربی از بحر و ساحل بیش ازین چیزی مگوی
زانکه دائم قلزم و عمان او باشد دلم
هوش مصنوعی: بیش از این درباره سواحل و دریا صحبت نکن، زیرا دل من همیشه درگیر مشکلات و رنجهای اوست.