برگردان به زبان ساده
ز چشم مست ساقی من خرابم
نه آخر بیخود از جام شرابم
هوش مصنوعی: من به خاطر چشمان مست ساقی و زیباییاش در حال خراب شدنم و این نیست که به خاطر مشروب بیخود شدهام.
از آن ساعت که دیدم جام رویش
چو مویش روز و شب در پیچ و تابم
هوش مصنوعی: از زمانی که دیدم چهرهاش مانند مویش، من روز و شب در حیرت و اضطراب میگذرانم.
ندارم هیچ آرامی و خوابی
که چشم او ربود آرام و خوابم
هوش مصنوعی: من هیچ آرامش و خواب راحتی ندارم، چون چشمان او آرامش و خواب مرا از من گرفتهاند.
گهی از ناله ام چون چرخ دولاب
که از سرگشتگی چون آسیابم
هوش مصنوعی: گاهی از نالهام شبیه چرخدندهای میشوم که به خاطر سردرگمی، مثل آسیاب در حال چرخش است.
بجای اشک خون میبارم از چشم
نمان اندر جگر چون هیچ تابم
هوش مصنوعی: به جای اینکه اشک بریزم، خون از چشمانم جاری میشود و در درونم، چون تاب و توان تحمل ندارم، به شدت درد میکشم.
مرا عشقت چنان گم کرد از من
که من خود را اگر جویم نیابم
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری من را در خود غرق کرده که حتی اگر بخواهم خودم را پیدا کنم، نمیتوانم.
مرا عشق تو فانی کرد از من
چو دید از خود بغایت در عذابم
هوش مصنوعی: عشق تو مرا به طور کامل از خود بیخود کرد، وقتی که دید عذاب سختی را که از خودم میکشم.
چنان باقی شدم اکنون بعشقت
که بی عشق تو چیزی در نیابم
هوش مصنوعی: من اکنون به عشق تو چنان وابسته و پایبند شدهام که بدون عشق تو هیچ چیز را نمیتوانم درک کنم.
کنون از مغربی رستم بکلی
که از مشرق برآمد آفتابم
هوش مصنوعی: اکنون که از سمت غرب رستم به طور کامل ناپدید شده، من مانند آفتابی هستم که از سمت شرق طلوع میکند.