برگردان به زبان ساده
تا شراب عشق از جام ازل کردیم نوش
تا ابد هرگز نخواهیم آمد از مستی بهوش
هوش مصنوعی: ما تا زمانی که از جام ازل، شراب عشق را نوشیدیم، هرگز به حالت هوشیاری باز نخواهیم گشت و همیشه در مستی خواهیم بود.
آمد آوازی بگوش جان از جانان ما
ما بر آن آواز تا اکنون نهادستیم گوش
هوش مصنوعی: صدایی دلنواز از محبوب به گوش جان رسید و ما تا به امروز به آن آواز گوش دادهایم و گوش تسلیم کردهایم.
از سماع قولِ کُن وز نغمه روز الست
نیست جان ما دمی خالی ز فریاد و خروش
هوش مصنوعی: از شنیدن نغمههای آسمانی و گفتوگوهایی که در عالم قبل از خلقت بوده، روح ما هرگز لحظهای بدون فریاد و شور و هیجان نیست.
ساقیا درده شرابی کز شرار آتشش
چون خم و دیگی و دل جان آید از گرمی بجوش
هوش مصنوعی: ای ساقی، میریزی از شرابی که مانند آتشی سوزان است؛ همچون دیگ و ظروفی که از گرما به جوش میآیند و دل و جان را به تپش در میآورند.
باده گر بهر آن صدره گرو کرده است پیش
خویشتن را پیر ما در پیش یار میفروش
هوش مصنوعی: اگر به خاطر بدست آوردن شراب، شخصی به مقام و منزلت بالایی افتخار کرده باشد، پیر ما نباید در برابر یار خود شراب بفروشد و خود را کوچک کند.
روی هر ساعت بنقشی مینماید آن نگار
مرد میباید که تا بشناسد او را در نقوش
هوش مصنوعی: هر لحظه تصویر جدیدی از آن معشوق نمایان میشود. مردی باید باشد که بتواند او را در میان این تصاویر بشناسد.
شد جمال وحدتش را کثرت عالم حجاب
روی او را نقشهای مختلف شد روی پوش
هوش مصنوعی: زیبایی یکتایی او به واسطهی کثرت موجودات، پردهای بر چهرهاش کشید و چهرهاش به اشکال مختلف درآمد.
کی تواند یافتن در پیش یار خویش یار
هر که یار هر دو عالم را ندید ز دوش
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند در حضور محبوب خود، یاری پیدا کند؟ کسی که محبوبی را که دو جهان را در بر دارد، هرگز ندیده باشد.
از زبان مغربی آن یار میگوید سخن
مدتی باشد که او شد از سخن گفتن خموش
هوش مصنوعی: یار از زبان کسی دیگر صحبت میکند و مدتی است که خود او دیگر حرفی نمیزند.