برگردان به زبان ساده
از لعل یار باده ما خوشگوار شد
شکر خدا که مستی جان بیخمار شد
هوش مصنوعی: از لبان معشوق، شراب به طعمی خوش تبدیل شد. خدا را شکر که این مستی، روح مرا شاداب کرده است.
روز ازل که گفت الست و بربکم
گفتیم ما بلی و خدا آشکار شد
هوش مصنوعی: در روز آغازین که خداوند از ما پرسید آیا پروردگار شما نیستم، ما پاسخ مثبت دادیم و در آن لحظه حقیقت خداوند روشن و نمایان شد.
تا دل شنید زمزمه یار را ز جان
افغان و ناله اش بیکی صد هزار شد
هوش مصنوعی: وقتی دل نغمه ی محبوب را شنید، از عشق و احساسش به شدت گداخته و نالهاش به اندازهی صد هزار نفر بلند شد.
بر باد رفت آن گل سیراب سرو قد
عالم ز اشک و گریه ما نوبهار شد
هوش مصنوعی: گل زیبایی که همیشه تازه و شاداب بود، به خاطر اشکها و غمهای ما از بین رفته است و اکنون فصل جدیدی از زندگی آغاز شده است.
از بسکه خونگریست دل عاشقان بدرد
صحرا و کوه و دشت همه لاله زار شد
هوش مصنوعی: دل عاشقان به حدی گریه کرده که درد و رنج آنها باعث شکوفایی لالهها در صحرا و کوه و دشت شده است.
کوهی ز کف دل نرود یک نفس زدن
چون در دیار در دل او یار غار شد
هوش مصنوعی: وقتی که در دل کسی محبوب و یاری باشد، هیچ چیزی نمیتواند او را از آن احساس جدا کند و آرامش او را بر هم بزند.
ذات و اسماء و صفاتش را در انسان دیده اند
پرتو خورشید را در ماه تابان دیده اند
هوش مصنوعی: در انسان نشانهها و جلوههای خداوند را مشاهده کردهاند، مانند اینکه نور خورشید را در ماهی که میدرخشد میبینیم.
در مقام لی مع الله بدر را ایام بیض
ز اول شب تا سحر خورشید رخشان دیده اند
هوش مصنوعی: در جایگاه معنوی خود با خدا، به نورانی بودن ماه کامل در شبهای روشنی اشاره کردهاند که از اول شب تا سپیدهدم، چهرهی درخشان خورشید را دیدهاند.
از سقیهم ربهم جم طهوری بی خمار
باده نوشان هر صباح از بزم سبحان دیده اند
هوش مصنوعی: خدای آنان به گونهای است که هر روز صبح بادهای پاک و بیدردسر به بندگانش مینوشاند، و آنها در این مجلس الهی به تماشای زیباییها مینشینند.
از شراب لعل غنچه هر سحر در بوستان
بلبل دیوانه را مست و غزلخوان دیده اند
هوش مصنوعی: هر صبح در بوستان، بلبل دیوانه را دیدهاند که از شراب قرمز غنچه مست و غزلخوان است.
در خم زلف سیاه او که واللیل آمده است
والضحی را فی المثل شمع شبستان دیده اند
هوش مصنوعی: در پیچ و خم موهای سیاه او، شب پر از زیبایی و روشنی است، مانند شمعی که در تاریکی یک شبستان روشنی میبخشد.
تیر ما زاغ البصر کو جز خدا چیزی نماند
در سیاهی های چشم تنگ ترکان دیده اند
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به این موضوع اشاره دارد که در دنیای تاریک و محدود بینایی انسان، تنها خداوند باقی مانده و هیچ چیز دیگری قابل مشاهده نیست. او به نوعی از زوال و ناپایداری دنیای مادی میگوید و بر اهمیت و بقا خدا در این تاریکیها تأکید میکند.
حبذا قومی که ایشان در مقام نیستی
فقر را در هر دو عالم شاه و سلطان دیده اند
هوش مصنوعی: چه خوب است قومی که در حالت عدم و نیستی، فقر را در هر دو جهان همچون شاه و سلطان میبینند.
کرده اند از حق گدائی انبیا و اولیا
زانکه محسن را بمعنی عین احسان دیده اند
هوش مصنوعی: انبیا و اولیا از خداوند درخواست کمک و بخشش کردهاند، زیرا آنان محسن را به معنای واقعی و کامل احسان و نیکی درک کردهاند.
برده اند گوی از ملایک در سجود ابرویش
تیز بینانی که واجب را در امکان دیده اند
هوش مصنوعی: ملائکه با دقت و توجه خاصی در حال سجده به ابروی او هستند، چرا که کسانی که توانایی دیدن حقایق را دارند، درک کردهاند که انجام واجباتی که بر آنها لازم است، در دسترس و ممکن است.
حی جاویدند رندانی که بوسی از لبش
خورده اند و زندگی از آب حیوان دیده اند
هوش مصنوعی: افرادی هستند که همیشه جاوید و ماندگارند، آنانی که از لب عشق بوسهای گرفتهاند و زندگی را از سرچشمه حیات فهمیدهاند.
در میان گریه ارباب نظر چون آفتاب
لعل او در حقه یاقوت خندان دیده اند
هوش مصنوعی: در میان اشک و نالههای آقا، نور چشمانش مانند خورشید درخشندگی دارد و او را مانند یاقوتی خوشحال و خندان میبینند.
کوهیا شکل دهانش را که گوئی ذره است
در دل خورشید رویش خورده بینان دیده اند
هوش مصنوعی: شکل دهان کوه مانند است و به نظر میرسد که ذرهای در دل خورشید درخشیده و به چشم آمده است.