برگردان به زبان ساده
ز حد نه فلک تا گاه و ماهی
دهد بر هست واجب گواهی
هوش مصنوعی: به اندازهای که آسایش و راحتی در زندگی انسان وجود دارد، عالم آسمان و زمان نیز بر وجود او گواهی میدهند.
نظر در ظاهر و باطن چو کردیم
ظهور اوست در سر الهی
هوش مصنوعی: وقتی به ظاهر و باطن نگاه کردیم، ظهور او در دل الهی ما نمایان است.
توئی آن شه که گلخن تا برادوش
صباحش آفتاب صبحگاهی
هوش مصنوعی: تو آن شهری هستی که درخشندگیات مانند آفتاب صبحگاهی است که از کنار گلخانه میتابد.
جمال خویش را بنموده گفتی
به بین ما را دگر از ما چه خواهی
هوش مصنوعی: زیباییات را به ما نشان دادی، حالا چه خواستی از ما؟
چو کوهی یافت جان از وصل رویش
بدید آن ماه را پاک از مناهی
هوش مصنوعی: چنان که کوهی است، جان من از وصال چهرهاش سرشار است و آن ماه را که دیدم، از هر نوع خطا و گناه دور و پاک به نظر میرسد.
جسم وجان را از دو عالم سوختی
تا مرا علم نظر آموختی
هوش مصنوعی: تو با سوزاندن جسم و جانم از دو عالم، به من علم و بینش نگاه آموختی.
خانه دل غیر الا در نظر
دیدم از جاروب لا می روفتی
هوش مصنوعی: خانه دل را فقط در نظر میدیدم، زیرا از جارو کردن و پاک کردن آن ناتوان بودم.
بیش شمع روی او پروانه وار
آفتاب چرخ را می سوختی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در روشنایی چهرهاش، همچون پروانهای به دور شمع میچرخیدی و این زیبایی تا حدی بود که تابش آفتاب را نیز تحتالشعاع قرار میداد.
تا می صافی شود خون دلم
همچو انگور از لگد میکوفتی
هوش مصنوعی: برای اینکه دل شکستهام به آرامش برسد، باید مانند انگور که از لگد له میشود، سختیها و زحمتها را تحمل کنم.
دید کوهی کز نسیم روی خود
لاله را چون شمع می افروختی
هوش مصنوعی: کوهی را میدیدی که نسیم، لالهها را مانند شمع روشن میکند.