برگردان به زبان ساده
نعره زن مرغ سحر گفت بباد سحری
رو که از حسن گل و درد دلم بیخبری
هوش مصنوعی: مرغ سحر با صدای بلند فریاد میزند که ای باد صبحگاهی، برو و به کسی بگو که از زیبایی گل و غم دل من بیخبر است.
همه فریاد و فغان تو برای دل تست
عاشقی بر دل خود در گل اگر می نگری
هوش مصنوعی: تمامی نالهها و صدای تو برای دل خودت است. اگر به عشق و احساسات قلبی خود توجه کنی، در دل این شکنندگی و زیبایی را میبینی.
بلبلش گفت بلی در دل خویشم عاشق
زانکه در جان و دلم نیست بجز گل دگری
هوش مصنوعی: بلبل میگوید که من عاشق هستم و در دل من هیچ چیزی جز عشق به یک گل دیگر وجود ندارد.
از میان غنچه سیراب لب خود بگشود
گفت ای باد صبا چند کنی پرده دری
هوش مصنوعی: غنچهای که با زندگی و احساسات خود پر شده، لبخند خود را باز کرد و از نسیم صبحگاهی پرسید که تا کی میخواهد رازها و زیباییها را پنهان نگه دارد.
که توئی بلبل باغ و گل سیراب چمن
گر کنی در دل خویش از ره معنی نظری
هوش مصنوعی: تو بلبل باغ و گلهایی که در چمن سرسبز رشد میکنند. اگر از نظر معنایی به درون خود نگاهی بیندازی، میتوانی به زیباییهای بیشتری پی ببری.
کوهی سوخته فریاد برآورد که آه
جز لب خشک نداریم بخون چشم تری
هوش مصنوعی: کوهی که سوخته و تفتیده است، با صدایی بلند شکایت میکند که ما فقط آهی داریم و غیر از آن چیز دیگری نصیبمان نیست، در حالی که چشمانمان پر از اشک است و لبهایمان تشنه ماندهاند.