برگردان به زبان ساده
برآمد آفتاب روی آن ماه
شب تاریک روشن شد سحرگاه
هوش مصنوعی: در سحرگاه، با طلوع آفتاب، چهرهی آن ماه در شب تاریک روشن شد.
بزلف و روی خود آن مه شب و روز
نه تنها عشق بازد گاه و بیگاه
هوش مصنوعی: آن دختر با موهایش و چهرهاش، مانند ماهی است که در شب و روز میدرخشد و نه تنها در لحظات خاص، بلکه همیشه دلها را به خود مشغول میکند.
شبی در بزم بودم پیش ترسا
بت و زنار می گفتند الله
هوش مصنوعی: یک شبی در مجالسی بودم که در آنجا معشوقه و کسانی با زنجیر به گردن حضور داشتند و در آنجا نام خداوند را بر زبان میآوردند.
نظر کردم بتا قولی و فعلی
همی گفتند از دلهای آگاه
هوش مصنوعی: به چهره معشوق نگاهی انداختم که از دلهای آگاه، کلام و رفتارهایش خبر میداد.
چو شیر روح شد در بیشه وصل
خلاصی یافتم از نفس روباه
هوش مصنوعی: زمانی که مانند شیر در جنگل عشق قوی شدم، از دست نفس حیلهگر و فریبنده رهایی یافتم.
بدان کوهی که کفر و دین واسلام
بهم رستند همچون دانه وکاه
هوش مصنوعی: در کلامی به مفهوم راز و حقیقت اشاره شده است که در آن، تضادهای بزرگ مثل کفر و دین، یا اسلام و بیدینی، به هم مرتبط و در هم تنیده هستند، مانند دانه و کاه که در کنار هم وجود دارند. به عبارتی، این تضادها بخشی از یک کل بزرگتر هستند و نمیتوان آنها را به طور کامل از یکدیگر جدا کرد.