برگردان به زبان ساده
بیا ای دوست دیداری از این سو
معزز کن شبی رخسار از این سو
هوش مصنوعی: ای دوست، بیا و دیداری از این طرف برای من با ارزش و محترم بساز. شبی با چهرهات از این سو مهمان من باش.
وگرنه با نسیم صبح بفرست
رموی زلف خود یکتا از این سو
هوش مصنوعی: اگر نه، با خیال خیری که به صبح میآید، کیسهای از موهای خود را به سمت اینجا بفرست.
بگوشت می رسد هر صبح و شامی
فغان و ناله های زار از این سو
هوش مصنوعی: هر صبح و عصر صدای ناله و شیون از این طرف به گوش میرسد.
برای دفع مخموری صبحها
روان کن باده ی ابرار از این سو
هوش مصنوعی: برای رفع حالت خماری صبحها، بادهی نیکوکاران را از این طرف روانه کن.
گره دارد دلم از گریه بگشای
بخنده لعل شکربار از این سو
هوش مصنوعی: دل من به خاطر گریهام در هم گره خورده، آن را با خندهی شیرینی که مانند لعل است، بگشای از این طرف.
ز گلزار جمال خود نسیمی
بیاد صبحدم بگذار از این سو
هوش مصنوعی: از زیبایی خود نسیمی را بفرست که یادآور صبح زود باشد، از این طرف بگذر.
چو بلبل بیقرارم هر سحرگاه
فکن برگی از آن گلزار از این سو
هوش مصنوعی: هر صبح مثل بلبل نگران و بیقرارم، خواهش میکنم که یک برگ از آن باغ به این سمت بینداز.
ایا ای دلبر عیار شب رو
بیا بر کوری اغیار از این سو
هوش مصنوعی: ای دلبر زیبا و فریبنده، شب را ترک کن و به این سمت بیاب تا چشم حسودان را کور کنی.
روا نبود که تنها می خوری می
بده یک ساغر خمار از این سو
هوش مصنوعی: خوب نیست که تنها بنوشی، پس بیایید و یک جام پر از شراب به من بدهید.
قدح بر کف بکوهی گفت ساقی
بیا از جانب کهسار از این سو
هوش مصنوعی: کوهی که در دست دارد، به ساقی میگوید از سمت کوهها بیفتم و بیا تا اینجا.