برگردان به زبان ساده
ما چو داریم بسرو قد دلدار طمع
بلبل از حضرت ما کرد بگلزار طمع
هوش مصنوعی: ما که به خاطر وجود دلبر با قد بلند خود، دل ببندیم و مانند بلبل به گلزار امید داشته باشیم، از سوی او خواستهای نداریم.
دل هر ذره که داریم بصد دلبازی
دارد از طلعت خورشید تو انوار طمع
هوش مصنوعی: دل هر ذرهای که داریم، به زیبایی و جذابیت تو وابسته است و از نور صورت خورشید تو الهام میگیرد.
من دیوانه بیدل که ندارم زر و سیم
کرده ام از لب جان بخش تو صد بار طمع
هوش مصنوعی: من فردی دیوانه و عاشق هستم که هیچگونه ثروت و مال دنیا ندارم، اما از لبهای جانپرور تو بارها و بارها امید و آرزو کردهام.
زاهد اندر هوس لعل لب میگونت
کرده از صومعه ها باده خمار طمع
هوش مصنوعی: زاهد در آرزوی زیبایی لبان تو، از عبادتگاه خود جدا شده و به سمت نوشیدن شراب طمع میرود.
تا کند کحل بصر مردمک دیده ما
کرد از خاک رهت چشم گهربار طمع
هوش مصنوعی: چشمهای ما به خاطر حضور تو پر از اشک و زیبایی شده و از خاک راه تو، امید و آرزوهای ارزشمند ما به دست آمده است.
یار ماخنده کند با رخ مه تا شب و روز
دارد از عاشق خود دیده خونبار طمع
هوش مصنوعی: دوست ما با چهرهاش مانند ماه، لحظاتی را میخندد و در گرماگرم روز و شب، عشقش باعث شده که چشمان عاشقش پر از اشک و غم باشد.
گر کسی راز کرم های تو چشم طمع است
داشت کوهی ز عطاهای تو صد بار طمع
هوش مصنوعی: اگر کسی به کرم و بخششهای تو امید داشته باشد، باید بداند که عطاهای تو آنقدر فراوان است که به اندازه کوههاست و اگر طمع کند، صد بار باید طمع کند.