برگردان به زبان ساده
جان که شد دیوانه دل تدبیر باید کردنش
در سر زلف بتان زنجیر باید کردنش
هوش مصنوعی: وقتی جان انسان دیوانه و بیقرار میشود، باید برای دل چارهای اندیشید و آن را مهار کرد. برای این کار، باید دلبستگیها و وابستگیها را به زیباییها و محبتهایی که مانند زنجیر هستند، ایجاد کرد.
هر که خواهد آفتاب روی او بیند صباح
در دل شب همچو مه زنجیر باید کردنش
هوش مصنوعی: هر کسی که میخواهد زیبایی و روشنایی واقعی را تجربه کند، باید در دل شب و در تاریکی، مانند ماهی که در زنجیر است، تلاش و کوشش کند تا به آن چه میخواهد برسد.
رویت ایمه آفتاب و زلف شبرنگ زحل
تا به کی باشد که او تاثیر باید کردنش
هوش مصنوعی: چهرهات مانند آفتاب و موهایت به رنگ زحل هستند. تا کی قرار است این زیبایی بر دیگران تأثیر بگذارد؟
پیر اگر خواهد که باید کام خود از نوجوان
خدمت آن لب شکر در شیر باید کردنش
هوش مصنوعی: اگر پیر بخواهد که به آرزوی خود برسد، باید از نوجوان درخواست کند که لب شیرینش را به او بدهد.
هر که قربان شد ز تیر کیش آن ابرو کمان
دیده را آماج گاه تیر باید کردنش
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر زیبایی و جذابیت آن ابروی کمانمانند در عشق فدا شده، باید هدف تیر و آسیبها قرار بگیرد.
دل که در علم نظر کامل نشد از چشم حبیب
آیتی از روی او تفسیر باید کردنش
هوش مصنوعی: اگر دل به درستی به علم و معرفت نرسد، برای فهمیدن زیباییهای چهره محبوب، باید نشانهای از او را از چشم او تفسیر کرد.
کوهی سرگشته از بهر دو چشم آن غزال
گشت در کهسار چون نخجیر باید کردنش
هوش مصنوعی: کوهی که به خاطر چشمان آن غزال گرفتار سردرگمی شده، در کوهستان مانند یک شکار باید مورد توجه قرار گیرد.