برگردان به زبان ساده
در شام صبح صادق دیدم که سر بر آورد
ماه دو هفته روئی چون مهر خاور آورد
هوش مصنوعی: در صبح زود، متوجه شدم که ماه که دو هفته از آغازش گذشته، مانند خورشید صبحگاهی سر برآورده است.
شام سحر ندیدم جز آفتاب رویش
کان ماه روی خود را اندر برابر آورد
هوش مصنوعی: در صبحگاه، جز زیبایی چهرهاش را ندیدم، چرا که ماه هم نمیتوانست در برابر زیبایی او خود را نشان دهد.
در روی ما بخندید دلبر چو صبح صادق
کان خنده لب او صد قند و شکر آورد
هوش مصنوعی: عزیز من، وقتی صبح صادق میرسد و تو میخندی، انگار که لبهای تو محلی است برای قند و شیرینی؛ خندهات مثل صبحی روشن و دلنشین است.
آنمه چو روی بنمود شد هر دو کون روشن
هر ذره از جمالش خورشید دیگر آورد
هوش مصنوعی: وقتی او چهرهاش را نمایان کرد، هر دو جهان روشن شد و هر ذره از زیباییاش مانند خورشیدی جدید درخشید.
شاه دو عالم آمد در کلبه فقیران
شمع و شراب و شاهد با خویشتن آورد
هوش مصنوعی: پادشاه جهان به خانهی فقیران آمد و با خود شمع، شراب و معشوق را به همراه داشت.
شاهد جمال او بود می لعل آبدارش
روی چو آتش او شمع معنبر آورد
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و جذابیت خاصی اشاره شده است که فردی با چشمان درخشان و لبخندی دلربا دارد. او مانند شمعی نورافشان است که زیباییاش میدرخشد و توجه را جلب میکند. زیبایی او به حدی است که میتواند هر کسی را مجذوب خود کند، همان گونه که شمع با نورش، فضای اطرافش را روشن میکند.
در داد ساغری می چون آفتاب روشن
در کام من بمستی لعل لبش برآورد
هوش مصنوعی: در میخانه، جامی پر از شراب به من دادند که مانند خورشید درخشان است. به واسطهی زیبایی و شور آن، لبهای سرخ محبوبم جلوهگر شد و مرا مست کرد.
چون شیر و شهد و شکر بودیم هر دو آن شب
اما شب طویلش چون صبح محشر آورد
هوش مصنوعی: ما در آن شب مانند شیر و عسل و شکر بودیم، اما طولانی بودن آن شب مانند روز قیامت به نظر میرسید.
از پرتو جمالش کان آفتاب جانهاست
کوهی ز سنگ خارا گه لعل و گه زر آورد
هوش مصنوعی: از زیبایی او مانند نوری است که جانها را روشن میکند. کوهی از سنگهای سخت که گاهی لعل (یاقوت) و گاهی طلا به همراه دارد.