برگردان به زبان ساده
صبا که شام و سحر مشکبار می آید
ز چین طره آن گلعذار می آید
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی که در صبح و شب خوشبو و عطرآگین میوزد، عطر و بوی خوشی را از موهای بلند آن گلی که زیباست، به ارمغان میآورد.
در آمدم بچمن چون نسیم در گلزار
ز باغ سرو چمن بوی یار می آید
هوش مصنوعی: به باغی پر از گل آمدم و مانند نسیمی در این فضا میوزم. بوی محبوبم از درختان سرسبز و گلها به مشام میرسد.
حبیب از دل ما همچو ماه سر بر زد
بسان گل که هم از جان خار می آید
هوش مصنوعی: دوست عزیز ما مانند ماهی در دل ما پدیدار شد، همچون گلی که از دل خار برمیآید.
گلی است کز لب آن عندلیب مینالد
اگر چه ناله بلبل هزار می آید
هوش مصنوعی: گلی وجود دارد که هنگام ناله کردن پرندهای به نام عندلیب، صدای او به گوش میرسد. با اینکه بلبل صدای نالههای زیادی دارد، اما این گل به تنهایی صدای خاص خود را دارد.
ز عین ما نظری کرد روی خود را دید
به خویش گفت که غیرم چکار می آید
هوش مصنوعی: از چشمان ما نگاهی به خود کرد و وقتی روی خود را دید، به خودش گفت که به جز من کسی را ندارم و به چه کسی میتواند تکیه کند.
به پیش طلعت خورشید چونکه لاشرقیست
غبار چشم برد سرمه وار می آید
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهی خورشید در افق میدرخشد، غبار چشمها به شکل سرمهای برمیخیزد و مانند نور طلایی به سوی ما میآید.
هزار پرده اگر هست روی آن مه را
چو آفتاب عیان در کنار می آید
هوش مصنوعی: هرچند که هزاران پرده و حجاب وجود داشته باشد، اما زیبایی و نور آن ماه به روشنی آفتاب در کنار نمایان میشود.
ز غار سینه کوهی برون مشو جانا
نشین که همدمت آن یار غار می آید
هوش مصنوعی: عزیزم، از زیر سایه و آرامش خود خارج نشو، زیرا دوست همراه تو به زودی خواهد آمد.