برگردان به زبان ساده
دیده با تو چو هم نظر گردد
ناوک فتنه را سپر گردد
هوش مصنوعی: وقتی که چشمانم به نگاه تو خیره میشود، نیروی فتنه و آشوب از بین میرود و این نگاه، مثل سپری محافظتی عمل میکند.
هر که از درد عشق بی خبر است
چون ترا دید با خبر گردد
هوش مصنوعی: هر کسی که از درد عشق آگاه نیست، وقتی تو را ببیند، متوجه درد خواهد شد.
زلف روزی که بر رخت گذرد
سایه از چاشت بیشتر گردد
هوش مصنوعی: یک روزی خواهد آمد که وقتی زلف تو بر چهرهات بیفتد، سایهات از آن روزی که در آغاز صبح است، بیشتر خواهد شد.
تا خیالت درون خانه بود
صبر می کن، برون در گردد
هوش مصنوعی: تا زمانی که خیال تو در خانهام است، صبر میکنم و وقتی که بیرون برود، دیگر طاقت از دست میرود.
کیمیایی ست آتش عشقت
که ازان روی بنده زر گردد
هوش مصنوعی: آتش عشق تو مانند گنجی با ارزش است که اگر کسی به آن دست یابد، میتواند به زرق و برق و زیبایی برسد.
قصه من دراز شد ز غمت
ور بگویم، درازتر گردد
هوش مصنوعی: داستان من درباره غم تو خیلی طولانی شده است و اگر بخواهم آن را بیان کنم، حتی بیشتر از این هم طولانیتر خواهد شد.
می خورم غم به یادت، اما زهر
کی به یاد شکرشکر گردد
هوش مصنوعی: غم و اندوه تو را به جان میخرم، اما آیا زهر تلخ را میتوان با شکر شیرین به یاد آورد؟
من ز برگشتن تو می میرم
زان نمیرم که عمر برگردد
هوش مصنوعی: من از برگشتن تو به شدت ناراحت و دلتنگ میشوم، نه به خاطر این که عمر و زمان به عقب برگردد.
خسرو از کاهش تو شد نی خشک
بوسه ای ده که نیشکر گردد
هوش مصنوعی: خسرو از کمبود محبت تو همچون نی خشک شده است؛ یک بوسه به او بده تا مثل نیشکر شیرین شود.