برگردان به زبان ساده
نه بخت آنکه به موی تو راه خواهم کرد
ز خواب یا به خیالت نگاه خواهم کرد
هوش مصنوعی: نه آنقدر خوششانسم که بتوانم با موهای تو در خوابم ارتباط برقرار کنم، یا به خاطر خیالت به تو نگاه کنم.
چنین که جان به لب آمد مرا ز درد فراق
شکیب سهل بود، چندگاه خواهم کرد
هوش مصنوعی: زمانی که درد جدایی به حدی رسیده که جانم به لب آمده است، دیگر صبر کردن برایم آسان نیست، نمیدانم چه مدت باید این وضعیت را تحمل کنم.
چو هیچ قصه شبهای مات باور نیست
کنون ستاره و مه را گواه خواهم کرد
هوش مصنوعی: چون هیچ داستانی از شبهای تار را نمیتوان باور کرد، اکنون میخواهم ستارهها و ماه را شاهد بگیرم.
نمی رود ز من آن آفت نظر ترسم
که عمر در سر این یک نگاه خواهم کرد
هوش مصنوعی: نگاه تو از ذهن من نمیرود، و من از این میترسم که عمرم را صرف فقط یک نگاه به تو کنم.
بپوش چشم من و آب دیدگان امروز
که من نظاره آن کج کلاه خواهم کرد
هوش مصنوعی: چشمهای من را بپوشان و اجازه نده که امروز اشکهایم را ببینی، زیرا من میخواهم به آن کج کلاه نگاه کنم.
گذر چه می کنی آخر به سویم، ای ساقی
مکن که توبه عمرم تباه خواهم کرد
هوش مصنوعی: ای ساقی، چرا به سمت من میگذاری؟ مرا از این کار بازدار که با نوشیدن، عمر پشیمانیام را به باد میدهم.
ز بهر آنکه نبینم برابرت سایه
ز دود سینه جهانی سیاه خواهم کرد
هوش مصنوعی: من برای آنکه سایهات را نبینم، جهانی تیره و تار از غم و درد در دل خواهم ساخت.
چرا مقابل روی تو می شود آخر؟
مبین در آینه، جانا، که آه خواهم کرد
هوش مصنوعی: چرا در برابر تو اینگونه قرار میگیرم؟ نگاهی به آینه نینداز، عزیزم، که حسرتی در دل دارم.
جفا که می رود امشب ز هجر بر خسرو
حکایت ار بزنم، صبحگاه خواهم کرد
هوش مصنوعی: اگر امشب از جدایی بر خسرو چنان نالهای کنم، صبحگاه آن را برایم خواهی آورد.