برگردان به زبان ساده
اگر نسیم صبا زلف او برافشاند
هزار جان مقید ز بند برهاند
هوش مصنوعی: اگر نسیم ملایم صبحگاهی، موهای او را بریزد، حتی اگر هزار آدم در بند و زنجیر باشند، آزاد خواهند شد.
منش ببینم و از دور رخ نهم بر خاک
مرا ببیند و از دور رخ بگرداند
هوش مصنوعی: من شخصیت و سیرتم را میبینم و اگر کسی از دور مرا ببیند، به خاطر جلوهگری یا زیباییام، رویش را از من برمیگرداند.
قد خمیده خود را همی کنم سجده
ازان جهت که به ابروی دوست می ماند
هوش مصنوعی: من به خاطر ابروی دوست، سر خم میکنم و به خودم احترام میگذارم.
اگر مراد تو جان است، کار جان سهل است
چه حاجت است که چشمت به زور بستاند؟
هوش مصنوعی: اگر هدفت حفظ جانت است، باید بدانی که این کار چندان سختی نیست. پس چرا باید چشمات را به زور بستانی؟
بساز چاره بیچارگان خود امروز
که کار وعده فردا کسی نمی داند
هوش مصنوعی: امروز برای حل مشکلات بیچارهها چارهای پیدا کن، چون هیچ کس نمیداند فردا چه خواهد شد.
ز روی دوست صبوری نمی توانم کرد
چرا که تشنه صبوری ز آب نتواند
هوش مصنوعی: از زیبایی و محبت دوست نمیتوانم صبوری کنم، زیرا کسی که تشنه آب است، نمیتواند به انتظار آن بماند.
کنون که کار من خسته از دوا بگذشت
بگو طبیب مرا تا قدم نرنجاند
هوش مصنوعی: اکنون که از درمان خسته شدم، بگو تا پزشک من مرا مورد آزار قرار ندهد.