برگردان به زبان ساده
ز خانه دوش که آن غمزه زن برون آمد
هزار جان گرامی ز تن برون آمد
هوش مصنوعی: دیشب زنی زیبا از خانه بیرون آمد و این اتفاق به قدری خوشایند بود که هزاران جان ارزشمند انگار از تن جدا شدند.
نبرد کس دل آواره باز هر سویی
که بهر دیدن او مرد و زن برون آمد
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که در جنگ، مردم به سوی یکدیگر میروند و برای دیدن معشوق یا محبوب خود، هم مردان و هم زنان به بیرون میآیند، حتی اگر دلشان در حال آوارگی باشد. این نشاندهندهی عشق و اشتیاق شدید آنهاست.
به زلف شانه همی کرد دی که چندین دل
شکسته بسته ز هر یک شکن برون آمد
هوش مصنوعی: دیشب زلف خود را شانه میزد، و از هر یک از دلهای شکستهای که تحت تأثیر او بودند، احساسات و اشکها به بیرون وادار شد.
عجب بود که اگر من زیم در این نوروز
که سبزه تر او از سمن برون آمد
هوش مصنوعی: شگفتا که اگر من در این روز عید بهاری زندگی کنم، باید دید که چقدر سبزه و گیاه از دل خاک ظاهر شده است.
شبم بگفت که چون نی بسوزمت ز نگاه
کجا وه از لبش این یک سخن برون آمد
هوش مصنوعی: شبم به من گفت که چون نی (نی یا ساز) را بسوزانی، از کجا به تو نگاه کنم. و از لب او تنها همین یک جمله بیرون آمد.
دمی ز خانه برون آکه بینمت ناگاه
که بهر دیدن من جان من برون آمد
هوش مصنوعی: لحظهای از خانه بیرون بیای و ناگهان مرا ببین که برای دیدن تو، جانم به تو نزدیک شده است.
به عشق میرد خسرو، چه طرفه فالی بود؟
ز غیب کاین سخن از هر دهن برون آمد
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر عشق جان میدهد و این موضوع جالب و شگفتانگیزی است، چرا که این سخن به طور ناگهانی از دلها و زبانهای مختلف بیرون میآید.