برگردان به زبان ساده
دل می بری به رفتن و هر کو چنان رود
مردم زمین ز دیده کند تا بدان رود
هوش مصنوعی: دل را میکشی به سوی رفتن و هر کس که اینگونه برود، مردمان زمین او را از دید پنهان میکنند تا به آن سرزمین برود.
هنگام باز رفتن تو مردن من است
ناچار مردنی بود آن دم که جان رود
هوش مصنوعی: زمانی که تو از کنارم میروی، برای من مرگ است. از پیش مقدر شده که در لحظهای که جان تو میرود، من هم ناچار باید بمیرم.
هر خامشی که روی تو بیند فغان کند
هر گه که پیر سوی تو آید، جوان رود
هوش مصنوعی: هر سکوتی که به خاطر تو باشد، نالهای به دنبال خواهد داشت، و هر بار که فردی کهنسالی به سمت تو بیاید، نوجوانی خواهد رفت.
من منت جفای تو بر جان نهم، از آنک
شمشیر دوستان همه بر نیکوان رود
هوش مصنوعی: من از آسیبها و بیمهریهای تو نمیهراسم و جانم را برای تو فدای میکنم، زیرا میدانم که تیرهای دوستان به سمت نیکوکاران میرود و آسیب به آنها وارد میشود.
کوشم که نام تو نبرم، لیک چون کنم؟
چون هر چه در دل است مرا بر زبان رود
هوش مصنوعی: تلاش میکنم که نامت را به زبان نیاورم، اما چطور میتوانم؟ زیرا هر چیزی که در دل دارم، ناخواسته بر لبانم جاری میشود.
آسان مگیر آه و دم سرد عاشقان
ای دل، مباد بر تو که باد خزان رود
هوش مصنوعی: ای دل، نگذار که آه و ناله عاشقان به سادگی نادیده گرفته شود، چون ممکن است روزی بر تو هم این سرنوشت تلخ بیفتد.
فریاد خواسته ست، بگوییش، ای رقیب
تا چند گه ز دیده مردم نهان رود
هوش مصنوعی: برای چه زمانی باید این فریاد را در دل پنهان کنم، ای رقیب؟ بگو تا چه زمانی باید در برابر خواستههایم سکوت کنم و در سایه باقی بمانم؟
ای مه، کجا رسی به رکاب نگار من
گیرم که خود عنان تو بر آسمان رود
هوش مصنوعی: ای ماه، به کجا میروی که من بتوانم در کنار معشوقم قرار بگیرم، در حالی که خود تو بر آسمان میروی؟
ما را نه بخت یار و نه یار آشنا، دریغ
این عمر بی بدل که همه رایگان رود
هوش مصنوعی: ما نه شانس خوبی داریم و نه دوستی نزدیک، افسوس که این عمر بیقیمت ما به سادگی میگذرد.
خسرو، اگر بتان به قصاصش روان کنند
خوشدل چنان رود که کسی میهمان رود
هوش مصنوعی: اگر بتان (زیبایان) برای انتقام خسرو به سوی او بیایند، او با خوشحالی و شادمانی به سوی آنها میرود، چنان که کسی به دیدار مهمانی میشتابد.