برگردان به زبان ساده
ما را شکنج زلف تو در پیچ و تاب برد
آرام و صبر از دل و از دیده خواب برد
هوش مصنوعی: ما با پیچ و تاب زلف تو دچار درد و رنج شدهایم، آرامش و صبر از دل ما رفته و خواب از چشمانمان گرفته شده است.
از راه دل در آمد و از روزن دماغ
رختی که دیده بسته به مشکین طناب برد
هوش مصنوعی: دل او را به درون خود راه داد و از راه بینیاش، تصویری را که چشمانش بسته بود، به مانند بویی خوش به فضا فرستاد.
روزی عجب مدار که طوفان برآورد
باران اشک دیده که دست از سحاب برد
هوش مصنوعی: روزی را عجیب ندان که در آن طوفان، باران اشکی از چشمان میبارد که دیگر از ابرها قطره نمیچکد.
چشمم که بود خانه خیل خیال تو
عمرت دراز باد که آن خانه آب برد
هوش مصنوعی: چشمم مانند خانهای است که پر از تصورات و یادهای توست. امیدوارم عمرت طولانی باشد، چرا که آن خانه به خاطر غم و درد از یاد تو، به مرور از بین میرود.
زاهد برای مجلس رندان باده نوش
دوش آمد و به دوش سبوی شراب برد
هوش مصنوعی: زاهد در شب گذشته، به مجلس افرادی که مشغول شادی و خوشی بودند، آمد و با خود ظرفی از شراب به دوش داشت.
دوران پیریم به سر آورد روز شیب
هجران یار رونق عهد شباب برد
هوش مصنوعی: روزهای پیری من آغاز شده و زمان جدایی از یار باعث شده که شادی و نشاط دوران جوانی ام از بین برود.
خسرو بسی خطا که به طغرای دلبران
خواهد برات نامه به روز حساب برد
هوش مصنوعی: خسرو، بسیار اشتباه میکند اگر به خیال دلبران خود بخواهد در روز حساب، نامهای برای بخشش و توجیه به همراه داشته باشد.