برگردان به زبان ساده
امروز چیست کز در جانان برون نیامد؟
مردند دردمندان، جان، آن برون نیامد
هوش مصنوعی: امروز چه چیزی وجود دارد که از نزد محبوب بیرون نیامده است؟ کسانی که در عشق و درد رنج میکشیدند، به خاطر آن محبوب جانشان را از دست دادند، اما هیچ خبری از او بیرون نیامده است.
نظارگی ز هر سو در انتظار رویت
دادند جان بر آن در، سلطان برون نیامد
هوش مصنوعی: همه جا منتظر دیدن تو هستند و جان خود را در انتظار گذاشتهاند، اما ای پادشاه، تو بیرون نمیآیی.
جانم فدای یاری کو در دلی چو در شد
بیرون نرفت از دل تا جان بیرون نیامد
هوش مصنوعی: جانم فدای آن یاری که وقتی به دل انسان میآید، هرگز از دل نمیرود، تا زمانی که جان از بدن خارج شود.
تیری که زد ز غمزه، لابد به سینه آمد
سینه شکاف کردم، پیکان برون نیامد
هوش مصنوعی: تیری که از چشمان تو پرتاب شد، حتماً به قلبم اصابت کرده است. من سینهام را شکافتم، اما پیکانش بیرون نیامده است.
دی می گذشت، گفتم کش ناله بشنوانم
هر چند جهد کردم، افغان برون نیامد
هوش مصنوعی: روزی در حال عبور از دی، تصمیم گرفتم صدای نالهام را به گوش دیگران برسانم. هرچند تلاش کردم، اما نتوانستم صدایی از خود خارج کنم.
اسباب کامرانی از بخت بد چه جویم؟
کز ثغبه مغیلان ریحان برون نیامد
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که به دنبال خوشبختی باشم وقتی که از سرزمین مغیلان، عطر گلی هم بیرون نیامده است؟
گفتی بمیر خسرو کز تو رهم، چه حیله
چون جان عشقبازان آسان برون نیامد
هوش مصنوعی: گفتی که برای رهایی از تو باید بمیرم، اما چطور میتوانم این کار را انجام دهم، در حالی که جدایی از عشق برای عاشقان آسان نیست.