برگردان به زبان ساده
سروی چو قامت تو در بوستان نباشد
زیرا که بوستان را سرو روان نباشد
هوش مصنوعی: در میان باغ، هیچ درختی به زیبایی و بلندی تو نیست، چرا که چنین درختی در هیچ باغی وجود ندارد.
هر جا که بگذری تو، باشد زیان دلها
در شهر کس نباشد کش زین زیان نباشد
هوش مصنوعی: هر کجا که تو قدم بگذاری، دلها دچار درد و رنج میشوند. در هیچ شهری کسی نیست که از این آسیب در امان باشد.
چشمت به نیم غمزه صد جان فروشد، آری
رخت مقامران را نرخ گران نباشد
هوش مصنوعی: چشمان تو با یک نیم غمزه، جانهای زیادی را میفروشد. درست است که زیبایی تو به اندازهای است که ارزشش برای دیگران خیلی بالا نیست.
گستاخی است از من کان «پا به چشم من نه »
من خود ترا بگویم، گر جای آن نباشد
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که اگرچه من خودم را در موقعیتی میبینم که میتوانم درباره تو صحبت کنم یا نظری بدهم، اما به نوعی این کار میتواند بیاحترامی باشد و جایگاهی که من در آن هستم، شاید اجازه این کار را ندهد. به عبارتی، ابراز نظر یا احساس درباره دیگری، در برخی مواقع ممکن است ناپسند یا نادرست حس شود.
گویند، خسروا، از عشق خود را چه فاش کردی؟
خود رنگ عشق بازان از رخ نهان نباشد
هوش مصنوعی: میگویند، ای خسرو، چرا عشق خود را اینگونه آشکار کردهای؟ خود رنگ عشقورزان هرگز از چهرهشان پنهان نمیماند.