برگردان به زبان ساده
ای که بر من جور تو بسیار شد
زاریم بشنو که کارم زار شد
هوش مصنوعی: ای کسی که زیادی بر من سخت گرفتهای، حال و روزم بهقدری بد شده که تو باید بدانی اوضاع من بسیار خراب است.
من که اندر سر جنونی داشتم
خاصه سودای تو با آن یار شد
هوش مصنوعی: من که در سرم جنونی داشتم و خاصه آرزوی تو در دل داشتم، با آن شخص دیگر به چالش پرداختم.
تا لبت بر نقطه جان خط کشید
نقطه جان من از پرگار شد
هوش مصنوعی: وقتی لبهایت بر نقطهی حیاتی من تماس پیدا کردند، آن نقطهی حیاتی من بهواسطهی عشق و احساس، تبدیل به یک دایرهی وسیع و معنادار شد.
تا تو دست و پا نهادی حسن را
نیکوان را دست و پا بیکار شد
هوش مصنوعی: وقتی تو به حسن و زیبایی توجه کردی، نیکوکاران و خوبان دیگر بیکار شدند.
دوش پنهان می کشیدم زلف تو
چشم مستت ناگهان بیدار شد
هوش مصنوعی: دیشب در حالی که با خیال تو بودم، ناگهان چشمان مستت بیدار شد و من متوجه شدم.
از عزیزی مردم چشم منی
گر چه در چشم تو مردم خوار شد
هوش مصنوعی: هر چند که به خاطر عزیز بودن تو، من در چشم تو بیارزش شدم، اما برای مردم چشم و نظر تو همیشه برای من بااهمیت است.
خسرو از ابروی خود سازد کمان
پس به پیش خسرو خاور کشد
هوش مصنوعی: خسرو با ابروی خود کمانی میسازد و سپس به سمت شرق حرکت میکند.