برگردان به زبان ساده
بیم است که سودایت دیوانه کند ما را
در شهر به بدنامی افسانه کند ما را
هوش مصنوعی: نگرانی این است که عشق و اشتیاق ما باعث شود که دیوانهوار رفتار کنیم و در شهر به بدنامی و آوازهی ناپسند شناخته شویم.
بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری
ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را
هوش مصنوعی: به خاطر تو از عقل و دین فاصله گرفتم، آری میترسم غمت به اندازهای عمیق باشد که جان ما را از خود بیگانه کند.
در هجر چنان گشتم ناچیز که گر خواهد
زلفت به سر یک مو در شانه کند ما را
هوش مصنوعی: در غم دوری تو به حدی بیارزش شدم که اگر بخواهد زلفت را به یک تار مو در شانهاش ببافد، ما را هم فراموش خواهد کرد.
زان سلسلهٔ گیسو منشورِ نجاتم ده
زان پیش که زنجیرت دیوانه کند ما را
هوش مصنوعی: از آن رشته موهایت، رهایی و نجاتم را بخواه که قبل از آنکه زنجیر محبت تو، ما را دیوانه کند.
زینگونه ضعیف ار من در زلف تو آویزم
مشاطه به جای مو در شانه کند ما را
هوش مصنوعی: اگر من به این شکل ضعیف و ناتوان در زلف تو آویزان شوم، مشاطه (آرایشگر) به جای مو، ما را از شانهاش جدا میکند.
من می زدهٔ دوشم شاید که خیال تو
امروز به یک ساغر مستانه کند ما را
من دیشب از می و مستی سیر شدم. حال امروز شایسته است تا غرق در خیال تو باشم
چون شمع بتان گشتی پیش آی که تا خسرو
بر آتش روی تو پروانه کند ما را
چگونه شمع بتان شده ای؟! تو خودت آتشی و لایق پرستش (اشاره به آئین مهر)