برگردان به زبان ساده
بی یاد تو غم جهان نسوزد
بی آه من آسمان نسوزد
هوش مصنوعی: به یاد تو، غم و اندوه دنیا نمیسوزد و بدون آه من، آسمان هم نمیسوزد.
پیش رخ آتشین تو شمع
سوزند، ولی چنان نسوزد
هوش مصنوعی: شمعها در برابر زیبایی خیرهکننده تو میسوزند، اما هرگز به اندازه تو ذوب نمیشوند.
گر شمع نخوانمت مشو گرم
زاتش گفتن زبان نسوزد
هوش مصنوعی: اگر من تو را شمع ننامم، باز هم از آتش تو سخن گفتن روشن است و زبان نمیسوزد.
بی رنگ رخ تو ز آتش غم
سرمایه دوستان نسوزد
هوش مصنوعی: اگر چهره تو رنگ نداشته باشد به خاطر آتش غم، دارایی دوستانت نمیسوزد.
یاد تو چو در دلم در آید
جز مغز استخوان نسوزد
هوش مصنوعی: وقتی یاد تو در دلم زنده میشود، هیچ چیز جز عمق وجودم نمیسوزد و نمیسوزد.
سوزد دل خود، اگر بگویم
دل نیست که در زمان نسوزد
هوش مصنوعی: دل خودم میسوزد، اگر بگویم که دل وجود ندارد که در زمان دچار آتشسوزی نشود.
آتش به چنان دلی در افگن
کاندر غم دوستان نسوزد
هوش مصنوعی: دلهایی وجود دارند که اگرچه در غم دوستان خود میسوزند، اما آتش غم و اندوه نمیتواند به آنها آسیبی برساند.
از غمزه مسوز عالمی را
تا بنده در آن میان نسوزد
هوش مصنوعی: از ناز و غمزهی تو، بسیاری در آتش عشق سوختهاند، اما من در این میان نمیخواهم بسوزم.
زینسان که بسوخت خسرو از آه
نبود عجب، ار جهان نسوزد
هوش مصنوعی: چرا تعجب کند اگر جهان بسوزد؟ وقتی که خسرو به خاطر یک آه بسوخت.