برگردان به زبان ساده
تاب رخت آفتاب ناورد
ذوق لب تو شراب ناورد
هوش مصنوعی: شکوه و زیبایی تو مانند تابش آفتاب است و لبان تو همانند نوشیدنی خوشمزه و دلچسبی است که کسی را به شوق و ذوق میآورد.
آن خال چو ذره هوش من برد
خشخاش تو هیچ خواب ناورد
هوش مصنوعی: آن خال مانند دانهای کوچک، عقل و فهم من را ربوده است و خواب هیچ چیز دیگری را به من نمیدهد.
دل دعوی صابری همی کرد
چون روی تو دید، تاب ناورد
هوش مصنوعی: دل به صبر و آرامش خود افتخار میکرد، اما وقتی چهره تو را دید، نتوانست تاب بیاورد.
دل بر تو صبا پیام من برد
چون باز آمد، جواب ناورد
هوش مصنوعی: دل من پیام مرا به تو رساند، اما وقتی بازگشت، جوابی از تو نیاورد.
از گریه که چون سرم به درد است
چشمم قدری گلاب ناورد
هوش مصنوعی: چشمم از شدت درد سرم، کمی اشک میریزد، مثل گلابی که میآید.
این دیده، کدام راز دل بود
کز گریه به روی آب ناورد؟
هوش مصنوعی: این چشم، کدام راز دل را نمیتواند به روی آب بیاورد، حتی با اشک ریختن؟
زلف تو دل مرا بدزدید
رحمت به من خراب ناورد
هوش مصنوعی: موهای تو دل مرا دزدیدهاند، اما تو آرزویی برای من ویران نکردی.
افسوس که خسروش گرفته
پیش شه کامیاب ناورد
هوش مصنوعی: متأسفانه خسرو به خاطر یک مسأله نزد شاه دست خالی برگشته و نتوانسته به موفقیتی دست یابد.