برگردان به زبان ساده
بگذشت و نظر نکرد ما را
بگذاشت ز صبر فرد ما را
هوش مصنوعی: او از کنار ما عبور کرد و توجهی به ما نکرد و صبر و تحمل ما را هم نادیده گرفت.
با این همه شاید ار بگوید
پروانه چو شمع سرد ما را!
هوش مصنوعی: با وجود این همه، ممکن است اگر پروانه بگوید، شمع هم ما را بیاحساس و سرد احساس کند!
ما بی خبر از نظاره بودیم
جان رفت و خبر نکرد ما را
هوش مصنوعی: ما بیخبر از تماشای عشق بودیم، در حالی که جان ما رفت و ما هیچکس را از آن خبر نکردیم.
گر دیده به خاک در نریزد
از دور بس است گرد ما را
هوش مصنوعی: اگر چشمهایمان در خاک نیفتد، همینکه از دور ببینیم، کافی است که ما را احاطه کند.
ای بی خبران که پند گویید
بهر دل یاوه گرد ما را
هوش مصنوعی: ای کسانی که به راحتی حرف میزنید و نصیحت میکنید، بیخبر از این هستید که ما چه حال و روزی داریم.
دانند که نی به اختیار است
چشم تر و روی زرد ما را
هوش مصنوعی: میدانند که اشک و چهره زرد ما به اختیار خودمان نیست.
صد شربت عافیت شما را
یک چاشنیی ز درد ما را
هوش مصنوعی: شما از خوشی و آرامش فراوانی برخوردارید، در حالی که ما با اندکی از درد و رنج خود، طعم تلخی به زندگی شما میدهیم.
خاکستری از وجود ما ماند
بس کاتش عشق خورد ما را
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق، دچار آتش و سوختگی شدیم و تنها خاکستری از وجودمان به جا مانده است.
هر چند بسوخت خسرو از شوق
این شعله مباد سرد ما را
هوش مصنوعی: هرچند خسرو از شوق و عشق به این شعله سوخته است، ولی امیدوارم که ما سرد و بیاحساس نباشیم.