برگردان به زبان ساده
مرا تا با تو افتاده ست پیوند
نه در گوشم نصیحت رفت و نه پند
هوش مصنوعی: وقتی که من به تو وابستهام، نه نصیحتی به گوشم میرسد و نه نیازی به پند و اندرزی حس میکنم.
دل من می جهد هر لحظه از جای
به دیدارت چنانم آرزومند
هوش مصنوعی: دل من هر لحظه به خاطر دیدن تو بیتابی میکند و آرزوی دیدارت را دارم.
ندارم صبر، اگر باور نداری
بگیر، اینک بیا، دستم به سوگند
هوش مصنوعی: من تاب تحمل ندارم، اگر فکر میکنی که راست نمیگویم، همین حالا بیایید و ببینید، دستانم گواهی بر این است.
که نی رسم محبت من نهادم
که رفته ست اول این حکم از خداوند
هوش مصنوعی: من اصول محبت را به جا نیاوردم، چون ابتدا این فرمان از سوی خداوند صادر شده است و حالا دیگر چیزی از آن باقی نیست.
زبام آسمان فراش فطرت
برآمد، زیر پا این طشت افگند
هوش مصنوعی: از آسمان، گردانندهی فطرت، نجوایی به گوش رسید و در زیر پایش، طشتی بزرگ افتاد.
دلم خون است از شوق وصالت
چو مادر در فراق کشته فرزند
هوش مصنوعی: دل من از شوق دیدار تو میسوزد، مانند مادری که در غم از دست دادن فرزندش به شدت درد میکشد.
هزاران چشمه از چشمم روان است
که سنگین تر غمی دارم ز الوند
هوش مصنوعی: از چشمانم اشکهایی به فراوانی سرازیر میشود، چرا که غمی در دلم دارم که سنگینتر از درد کوه الوند است.
نباشد جان مشتاقان بیدل
ز جانان بیش ازین مهجور و خرسند
هوش مصنوعی: عشق و yearning مشتاقان نباید بیش از این از محبوب و معشوق خود دور و آواره باشد.
برو این خسرو بیجان دل زار
تن بیچاره بیجان بیش مپسند
هوش مصنوعی: برو و این خسرو بیروح و دل زخمدیده را بیشتر از این مپسند که او در حال حاضر در شرایطی بسیار بد و ناامیدکننده است.