برگردان به زبان ساده
سر زلف تو تا بجنبیدهست
بوی مشک ختا بجنبیدهست
هوش مصنوعی: زمانی که موهای تو به جنب و جوش میآید، بویی شبیه به مشک ختا منتشر میشود.
بوی خون آمد از صبا ماناک
عاشقی را هوا بجنبیدهست
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی بویی از خون به همراه دارد؛ به نظر میرسد حال و هوای عاشقی به شدت در حال دگرگونی است.
تا بجنبید زلف او از باد
ناف آهو ز جا بجنبیدهست
هوش مصنوعی: بهمحض اینکه زلف او به حرکت درآید، باد خوشبوی ناف آهو نیز از جای خود به حرکت درمیآید.
ما و دیوانگی دگر کان زلف
باز بر جان ما بجنبیدهست
هوش مصنوعی: ما حال و هوای دیوانگی را تجربه کردهایم، زیرا آن تارهای زلفی که آزادانه در باد رقصان است، بر روح ما تأثیر عمیقی گذاشته است.
جوش دلها به گرد او گویی
قلب صد یاد را بجنبیدهست
هوش مصنوعی: دلها حول او به جوش و خروش آمدهاند، گویی که صد یاد در قلبها به تپش افتادهاند.
گر جگرگوشه نیست چشم مرا
خون چشمم چرا بجنبیدهست؟
هوش مصنوعی: اگر فرزند دلم نیست، پس چرا چشمانم در خون است؟
میرود ذکر رفتنش بسیار
باز جای بلا بجنبیدهست
هوش مصنوعی: سرگذشت او و یادش بیش از حد بر دلها سنگینی میکند و نشانگر درد و رنجی است که به جا گذاشته است.
دی شنیدم ز آه سرد منش
دل چون آسیا بجنبیدهست
هوش مصنوعی: دیروز صدای آه سرد دلم را شنیدم، گویی مانند آسیا به حرکت درآمده است.
یاد خسرو نمیکند، یا رب
کاین سخن از کجا بجنبیدهست
هوش مصنوعی: خدایاه، یاد خسرو را نمیکند، کاش بگویی این حرف از کجا به ذهنم رسیده است.