برگردان به زبان ساده
هنوز آن رخ چون ماه پیش چشم من است
شکنج جانم ازان زلف در هم و شکن است
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو همچنان در نظر من مانند ماه روشن است و موهای درهم و پیچیدهات جان مرا به تنگ آورده است.
چه سود پختن سودا چو شمع جانم سوخت
ز آتشی که مرا در درونه شعله زن است
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که برای رسیدن به آرزوها تلاش کنم، وقتی که روح من تحت تأثیر آتش درونیای است که واقعاً مرا میسوزاند؟
شبم که تا به قیامت امید صبحش نیست
نه این شب است که بخت سیاه روز من است
هوش مصنوعی: در دل شب، امیدی به طلوع آفتاب ندارم و این شب، همان شبی است که شانس و اقبال نادرستم را به من نشان میدهد.
به طعن و سرزنش، ای پندگو، چه ترسانی
سر مرا که قدمگاه سنگ مرد و زن است
هوش مصنوعی: ای پنددهنده، به چه دلیل با طعن و سرزنش مرا میترسانی؟ آیا نمیدانی راهی که میروم، جای پای مردان و زنانِ بزرگ را دارد؟
هزار نامه اسلام پاره کرد خطیب
که باز نامه کفر هزار برهمن است
هوش مصنوعی: خطیب هزار پیام اسلام را نادیده گرفت و پاره کرد، اما در عوض هزار پیام کفر از برهمن را به میان آورد.
مگو که بر لب تو لب نهاده ام در خواب
مرا که جان به لب آمد چه جای این سخن است
هوش مصنوعی: نگو که من در خواب بر لب تو بوسه گذاشتهام، وقتی که جانم به لب رسیده است، این حرف چه معنا دارد؟
نه آنچنانست که جایت نگه تواند داشت
لطافتی که به بالای سرو و نارون است
هوش مصنوعی: این جایگاه آنقدر لطیف و زیبا نیست که بتواند به اندازه زیبایی و ظرافت درختان سرو و نارون دوام بیاورد.
چه خوانیم سوی گلزار ترک خسرو گیر
کجا اسیر رخت را سر گل و سمن است
هوش مصنوعی: بیایید به گلزار زیبا برویم، جایی که در آن چشمهایمان به زیبایی تو خیره شده و دلباختهاش هستیم. آنجا جایی است که سرشار از گلها و عطر گلابی است.