برگردان به زبان ساده
مرا کرشمه آن ترک گلعذار بکشت
مرا شکنجه آن جعد همچو مار بکشت
هوش مصنوعی: دلربایی و ناز آن دختر زیبا مرا به شدت آسیب زده و عذابی که آن مجعد با صفاتش به من میدهد، جانم را میگیرد.
سوار می شد و یک شکل و صد هزار نظر
هم اولین نظرم شکل آن سوار بکشت
هوش مصنوعی: سوار ابتدا سوار میشد و با وجود تأثیرات بسیار، اولین باری که به او نگاه کردم، همان شکل و ظاهرش باعث شد که دلباختهاش شوم.
مگر که باد صبا برد رخش گلگونش
که جان سوختگان را چراغ وار بکشت
هوش مصنوعی: آیا ممکن است نسیم صبح گلی سرخرنگش را ببرد و جان سوختگان را مانند چراغی خاموش کند؟
طلب که می کند امروز خون من که مرا
کمان عشق به پیکان آبدار بکشت
هوش مصنوعی: امروز خون من را میطلبند، زیرا در عشق، تیر کمان به سمت من شلیک شده و جانم را گرفته است.
به آشکار و نهان چونکه ز آن خویشم دید
نهانیم بر خود خواند و آشکار بکشت
هوش مصنوعی: در آشکار و نهان، وقتی که به حقیقت خویشتن پی بردم، در دل خود را شناخت و در عین حال، به گونهای که نمایان بود، از بین رفت.
هزار بار، ازان ترک خیره کش، فریاد
که همچو من نه یکی بلکه صد هزار بکشت
هوش مصنوعی: هزار بار از آن ترک زیبا فریاد زدم که مثل من تنها نیست که کشته شده، بلکه صد هزار نفر دیگر هم جانشان را از دست دادهاند.
چو ماهیی که در افتد به دام خسرو را
به قید زلف در افگند و زار زار بکشت
هوش مصنوعی: مانند ماهی که به دام میافتد، عشق و زیبایی معشوق آدمی را در چنگ خودش میگیرد و به شدت دلش را میآزارد.