برگردان به زبان ساده
ماییم کافتاب غلام جمال ماست
صد عید نو در ابروی همچون هلال ماست
هوش مصنوعی: ما همانهایی هستیم که زیباییامان مانند خورشید درخشان است و هر بار که به ما نگاه میشود، مانند هلال ماه شادی و جشن را به ارمغان میآوریم.
روشن که می نماید از آیینه سپهر
آن آفتاب نیست، خیال جمال ماست
هوش مصنوعی: روشن است که آنچه از آسمان بهنظر میرسد، آفتاب واقعی نیست؛ بلکه فقط تصور زیبایی ماست.
تا چشم اختران نرسد در کمال ما
چرخ کبود پرده عین الکمال ماست
هوش مصنوعی: تا زمانی که چشم ستارهها به کمال ما نرسد، آسمان آبی پردهدار زیباییهای ماست.
در پیش ما بهای جهان است کنجدی
آن نیست کنجد و اگر آن هست، خال ماست
هوش مصنوعی: در نظر ما، ارزش واقعی دنیا با کنجد برابر است و اگر هم چیزی به نام کنجد وجود داشته باشد، فقط نقطهای از ماست.
از عشق ما کسی نزید وانکه می زید
از کاهلی غمزه مردم شکال ماست
هوش مصنوعی: هیچکس در عشق ما نزدیک نمیشود، جز کسی که از روی بیخیالی و تنبلی به ما نگاه میکند. درد و غم ما را تنها کسانی درک میکنند که به راحتی به دیگران طعنه میزنند.
عاشق کشیم و سایه رحمت نیفگنیم
کاین مرحمت به مذهب خوبان وبال ماست
هوش مصنوعی: ما عاشقانی را میکُشیم و حتی زیر سایهی رحمت خدا نیز نمیتوانیم زندگی کنیم، چون این رحمت برای ما که در راه محبت هستیم، عذابی خواهد بود.
عشاق پیش ما دو جهان می کشند، لیک
این پیشکش چه در خور عز و جلال ماست
هوش مصنوعی: عاشقها در برابر ما برای بدست آوردن محبوب خود همه چیز را تحمل میکنند و هر دو جهان را فدای عشق میکنند، اما این چیزی که به ما تقدیم میشود، در شأن و ارزش عظمت ما نیست.
آن عاشقی که گشت گم اندر خیال او
او خود نماند، وانکه بود هم خیال ماست
هوش مصنوعی: عاشقی که در خیالاتش گم شده، دیگر هیچ چیز از خود ندارد و تنها او را خیالات ما در بر میگیرد.
خاک تنی که پخته شد از سوز ما، درو
هم خون او خوریم چو می، کان سفال ماست
هوش مصنوعی: بدن ما که در اثر عشق و آتش احساسات ما به کمال رسیده، از همین خاکی که از آن به وجود آمده، دوباره به ما بازخواهد گشت. ما مانند می، از همین خاک و ترکیبات آن به وجود آمدهایم و از آن بهره میگیریم.
پامال گشت در ره ما خسرو و دیت
او را همین بس است که او پایمال ماست
هوش مصنوعی: خسرو و دارایی او در مسیر ما از بین رفت، ولی همین برای او کافی است که تحت تاثیر و فشار ما قرار گرفته است.