برگردان به زبان ساده
جانا، کرشمه تو ره عقل و دین زده ست
فریاد ازان کرشمه که راهم چنین زده ست
هوش مصنوعی: عزیزم، زیبایی و جذبه تو باعث شده که عقل و دیانت را فراموش کنم. فریاد میزنم از این جذبه، که چرا اینطور راههای مرا تغییر داده است.
فتنه به گوشه های دو چشمت نهان شده
آفت به کنجهای دهانت کمین زده ست
هوش مصنوعی: در نگاه تو، دسیسهای پنهان شده و در لبهای تو، خطر lurking میکند.
ماری ست گرد عقرب زین حلقه جسته ای
آن جعد به حلقه حلقه که در زیر زین زده ست
هوش مصنوعی: ماری که از میان حلقهٔ عقرب عبور کرده، در زیر زین، جعدی که به شکل حلقهای است، دارد.
تا باد برد بوی تو در باغ پیش سرو
از یاد لاله زار کله بر زمین زده ست
هوش مصنوعی: تا زمانی که باد عطر تو را به باغ میبرد و در کنار سرو، یاد لالهزار را زنده میکند، کلهام به زمین افتاده است.
از بهر آن که لاف جمال تو می زند
صد بار باد بر دهن یاسمین زده ست
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه زیبایی تو را به رخ میکشد، صد بار نسیم از گل یاسمین صحبت کرده است.
گفتم به دل که بر تو که زد ناوک جفا
سوی تو کرد اشارت پنهان که این زده ست
هوش مصنوعی: به دل گفتم که کسی که به تو ظلم کرده، با اشارهای پنهان به تو توجه کرده است و این ظلمی که به تو رفته، غیرقابل انکار است.
چشم تو رای زد که کشد بنده را به ظلم
انصاف می دهم که چه رای متین زده ست
هوش مصنوعی: چشم تو تصمیم گرفت که بنده را گرفتار کند، انصاف میدهم که چه تصمیم منطقی و هدفمندی گرفته است.
خسرو، تو کیستی که در آیی در این شمار
کاین عشق تیغ بر سر مردان دین زده ست
هوش مصنوعی: خسرو، تو چه کسی هستی که به این جمع وارد میشوی، در حالی که این عشق، شمشیری بر سر مردان دین کشیده است؟