برگردان به زبان ساده
درد دلم را طبیب چاره ندانست
مرهم این ریش پاره پاره ندانست
هوش مصنوعی: درد دل من را پزشک درمانگر ندانست و حتی برای زخمهای پارهپارهام هم راه حلی پیدا نکرد.
راز دلت را به صبر گفت بپوشان
حال دل غرقه را کناره ندانست
هوش مصنوعی: دل خود را با صبر بپوشان و رازهایش را پنهان کن. حالتی که در دل داری، کسی نمیداند و در کناره این احساس، خود را پنهان کردهای.
خال بنا گوش او زگوشه نشینان
برد چنان دل که گوشواره ندانست
هوش مصنوعی: خال زیبای او در کناره گوشش، دل مرا چنان ربوده است که حتی گوشوارهها از زیبایی آن ناآگاهند.
قافله عقل را به ساعد سیمین
راه بجایی برد که یاره ندانست
هوش مصنوعی: همانطور که قافله فکری و عقلانی به جلو میرود، به جایی میرسد که دوستان و همراهان متوجه نمیشوند و از آنجا بیخبرند.
سختی ازان دیدی، خسروا، که به اول
قاعده آن دل چو خاره ندانست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تو در سختیها درک نکردی که آغاز هر چیزی دارای قواعد و اصولی است و دل تو مانند خار به آن توجه نکرده است. در واقع، مشکلات و سختیها را نتیجه ندانستن قواعد اولیه میداند.