برگردان به زبان ساده
آمد آن یاری که در دل جای اوست
راحت جان صورت زیبای اوست
هوش مصنوعی: دوست زیبایی که در دل و جانم جای دارد، به سراغم آمده و راحتی و آسایش را برایم به ارمغان آورده است.
آشنایی تازه کرد این سرکه او
ز آشنایان قدیم پای اوست
هوش مصنوعی: این سرکه ارتباط جدیدی برقرار کرده و به یاد قدیمیها افتاده است، زیرا هنوز وابسته به آنهاست.
یک قبا جانم که از تن رفته بود
دیدم آنگه در ته یک تای اوست
هوش مصنوعی: من یک قبا (لباسی شیک) را دیدم که جانم از آن جدا شده بود و فهمیدم که در پایان آن قبا، روح من نهفته است.
لذت خو کرده خود باز یافت
دل که بد خو کرده حلوای اوست
هوش مصنوعی: دل که به چیزی عادت کرده، دوباره از آن لذت میبرد، چون آن لذت به طور طبیعی برایش خوشایند است.
خارها بس نیش سختم می زنند
گر چه ناوک رسته خرمای اوست
هوش مصنوعی: خارها به طرز شدیدی مرا آزار میدهند، هرچند که میوه شیرین خرما به دلیل آنها به دست آمده است.
بر دلم کوه و غم و دل بر قدش
وه چه بارست اینکه بر بالای اوست
هوش مصنوعی: دل من پر از غم و ناراحتی است، و این بار سنگین به قدری زیاد است که بر دوش کسی قرار دارد که بسیار بلندتر از من است.
خسروا، گر دل ستد، تو در بمان
گیتی آن داند که آن کالای اوست
هوش مصنوعی: ای عزیز، اگر دل کسی را برباید، تو در این دنیا به حال خودت بمان، زیرا تنها او میداند که این دل به او تعلق دارد.