برگردان به زبان ساده
یار ما را عزم رایی دیگر است
باز در بند جفایی دیگر است
هوش مصنوعی: دوست ما تصمیمی جدید دارد و دوباره در دام زخم و رنج دیگری گرفتار شده است.
در نظر می آیدم گلها بسی
چون کنم آن روی جایی دیگر است
هوش مصنوعی: من در میان گلها جلوهگری میکنم، اما چگونه میتوانم روی آن زیبا را در جایی دیگر بیابم؟
گر یکی چشمم به رویش روشن است
خاک پایش توتیایی دیگر است
هوش مصنوعی: اگر یکی از چشمانم به زیبایی او روشن است، خاک پای او برای من گرانبها و ارزشمندتر از هر چیزی است.
ساقیا، می ده که بر یاد لبت
بامی امروزم صفایی دیگر است
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و میناب بده، چون یاد لبهای تو باعث شده امروز روزی ویژه و دلنشین برایم باشد.
با رقیبان ساختن بیچارگی است
محنت هجران بلایی دیگر است
هوش مصنوعی: در ساختن و سازش با رقیبان، خود را در درد و زحمت قرار دادن است و درد جدایی چیزی است متفاوت و شدیدتر.
دوستدارانت بسی هستند، لیک
خسرو مسکین، گدایی دیگر است
هوش مصنوعی: دوستان زیادی alrededor تو هستند، اما خسرو مسکین همچنان در حال نیاز و گدایی برای محبت و توجه دیگران است.